تبليغاتX
هـــدايــت
خوش آمدید؛ استفاده از مقالات با ذکر مأخذ مجاز و چاپ مقالات بدون اجازه ممنوع است
هـــــدايــــت
 

نکات فقهی 94

 

نکته فقهی (94): درباره خرص

خرص عقدی است بین دو شریک، که مورد شرکت میوه درخت یا زراعت است به این صورت که یکی در برابر دیگری تعهد می کند که وقت برداشت محصول مقدار معینی از آن را به دیگری بدهد و او در عوض از سهم خود در محصول صرف نظر کند.

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 22:48 موضوع فقه و حقوق |


نکات فقهی 93

 

نکته فقهی (93): درباره حکم ارشادی

یکی از تقسیم های مربوط به حکم تقسیم حکم به مولوی و ارشادی است.

با اینکه این دو اصطلاح در موارد فراوانی در کلمات فقها و اصولیون به کار رفته است اما متاسفانه در علم اصول، غالب کتب، بحث مستقلی را درباره آن ارائه نکرده اند.

از برخی کلمات استفاده می شود:

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 13:1 موضوع فقه و حقوق |


حدیث هفته 84

 

امام باقر علیه السلام فرمودند:

« خذوا الکلمة الطیبة ممن قالها و ان لم یعمل بها ».

« سخن نیک را از گوینده آن بگیرید، گرچه بدان عمل نکند ».

تحف العقول، ص 291

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 23:33 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته 77

 

پند آموزگار

معاويه ، پسر ابوسفيان ، پس از آنكه در سال 41 هجری بر تخت سلطنت‏ نشست ، تصميم گرفت با سلاح تبليغ و ايجاد شعارهای مخالف ، علی - عليه‏ السلام - را به صورت منفورترين مرد عالم اسلام در آورد . انواع وسائل‏ تبليغی را در اين راه به كار انداخت : از يك طرف با شمشير و سر نيزه‏ جلو نشر فضائل علی را گرفت و به احدی فرصت نداد لب به ذكر حديث يا حكايتی در مدح علی‏بن ابيطالب بگشايد ، از طرف ديگر برخی دنيا طلبان را با پول‏های گزاف مزدور كرد تا احاديثی از پيغمبر ، عليه علی - عليه السلام‏ - جعل كنند .

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

 


 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 23:33 موضوع داستان هفته |


ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

 

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی      تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق            هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی    تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد   آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد      بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر        کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود           در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

وجه خدا اگر شودت منظر نظر               زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی

گر در سرت هوای وصال است حافظا       باید که خاک درگه اهل هنر شوی

 

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهاردهم فروردین 1388 ساعت 11:31 موضوع شعر |


حدیث هفته 83

 

امام علی علیه السلام می فرمایند:

«الفکر فی الخیر ، یدعوا الی العمل به».

«فکر کردن به کار خیر ، آدمی را به انجام آن می کشاند».

غرر الحکم، ح 1395


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهاردهم فروردین 1388 ساعت 10:52 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته 76

 

حق برادر مسلمان

عبدالاعلی ، پسر أعين ، از كوفه عازم مدينه بود . دوستان و پيروان امام‏ صادق ( ع ) در كوفه ، فرصت را مغتنم شمرده مسائل زيادی كه مورد احتياج‏ بود نوشتند و به عبدالاعلی دادند كه جواب آنها را از امام بگيرد و با خود بياورد . ضمنا از وی در خواست كردند كه يك مطلب خاص را شفاها از امام‏ بپرسد و جواب بگيرد ، و آن مربوط به موضوع حقوقی بود كه يك نفر مسلمان‏ بر ساير مسلمانان پيدا می‏كنند .

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهاردهم فروردین 1388 ساعت 10:51 موضوع داستان هفته |


حدیث هفته 82

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

« لا یُلسع العاقل من جُحر مرتین »

« عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود »

بحارالانوار، ج 1، ص 132


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه دهم فروردین 1388 ساعت 12:57 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته 75

 

 

حق مادر

زكريا ، پسر ابراهيم ، با آنكه پدر و مادر و همه فاميلش نصرانی بودند و خود او نيز بر آن دين بود ، مدتی بود كه در قلب خود تمايلی نسبت به‏ اسلام احساس می‏كرد ، وجدان و ضميرش او را به اسلام می‏خواند . آخر بر خلاف‏ ميل پدر و مادر و فاميل ، دين اسلام اختيار كرد و به مقررات اسلام گردن‏ نهاد .
موسم حج پيش آمد . زكريای جوان به قصد سفر حج از كوفه بيرون آمد و در مدينه به حضور امام صادق عليه السلام تشرف يافت . ماجرای اسلام خود را برای امام تعريف كرد . امام فرمود
:
"
چه چيز اسلام نظر تو را جلب كرد ؟ " گفت
:
- "
همينقدر می‏توانم بگويم كه سخن خدا در قرآن كه به پيغمبر خود می‏گويد : " ای پيغمبر تو قبلا نمی‏دانستی كتاب‏ چيست و نمی‏دانستی كه ايمان چيست اما ما اين قرآن را كه به تو وحی كرديم‏ ، نوری قرار داديم و به وسيله اين نور هر كه را بخواهيم رهنمايی می‏كنيم درباره من صدق می‏كند " .

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه دهم فروردین 1388 ساعت 12:56 موضوع داستان هفته |


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید