تبليغاتX
هـــدايــت
خوش آمدید؛ استفاده از مقالات با ذکر مأخذ مجاز و چاپ مقالات بدون اجازه ممنوع است
هـــــدايــــت
 

نکات فقهی 81

 

نکته فقهی (81): واجباتیکه بر عهده میت است

واجباتی که بر ذمه انسان است دو دسته است : واجباتی که اصلا جنبه مالیت در آنها لحاظ نشده است مانند روزه و نماز و حج و واجباتی که جهت مالیت در آنها مورد توجه بوده است.

دسته دوم به دو بخش تقسیم می شود: 1- مواردیکه اشتغال ذمه به آنها از حکم تکلیفی گرفته نشده است مانند وجوب اداء دین، وجوب اداء نفقه همسر، وجوب پرداخت زکات در صورت تلف شدن نصاب. 2- مواردیکه اشتغال ذمه از وجوب تکلیفی پرداخت گرفته شده است مانند وجوب پرداخت نفقه خویشان.

در صورت فوت و باقی ماندن تکالیف مذکور بر ذمه میت، آیا باید مخارج اداء آنها را از اصل مال میت برداشت یا از ثلث اموال او؟

می دانیم که طبق روایات معتبر، دین میت از اصل مال برداشته می شود با توجه به این مطلب می گوییم:

دین به مالی می گویند که بر ذمه انسان بدون حکم تکلیفی به آن مشغول شده باشد (الظاهر من الدین المال الذی تشتغل به الذمة للغیر اشتغالا وضعیا) بنابر این بی تردید دسته اول که عبادات بدنی هستند از ثلث مال خارج می شود چنانکه مرحوم صاحب ریاض هم ادعای عدم اختلافی بودن این حکم - خروج از ثلث - را بیان فرموده است.

دسته دوم هم مسلما از اصل مال برداشته می شود چراکه قطعا مصداق دین می باشد.

در مورد دسته سوم بحث است ولی با اینکه ادعای اجماع شده که واجبات مالی از اصل میراث برداشته می شود اما به نظر می رسد که اجماع معتبر نیست و چون دین هم به آن گفته نمی شود لذا طبق قاعده از ثلث برداشته می شود.

البته در مورد برخی از مصادیق که در کدام قسم قرار می گیرد بحث وجود دارد مانند وجوب فدیه بر کسیکه به علت عذر افطار کرده و نتوانسته روزه را قضا کند و ... که فعلا وارد این مصادیق نمی شویم. 1

____________________________________

1 / مستمسک 10 / 322

والسلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی تهرانی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 18:56 موضوع فقه و حقوق |


حدیث هفته 56

 

پیامبر اکرم ص فرمودند:

« ملعون من القی کله علی الناس. »

« از رحمت خدا دور است کسی که بار زندگی خود را بر دوش مردم نهد(و سربار جامعه باشد). »

تحف العقول، ص37


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 18:55 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته 49


شخصی به خدمت حضرت رسول ص آمد و گفت یا رسول الله، بسیار رغبت دارم به جهاد.

حضرت فرمود که جهاد کن در راه خدا که اگر کشته شوی نزد خدا زنده خواهی بود و در بهشت روزی خواهی یافت و اگر بمیری مزدت با خداست و اگر زنده برگردی از گناهان بدر می آیی، مانند روزی که از مادر متولد شده ای. گفت یا رسول الله، پدر و مادر پیری دارم که با من انس دارند و نمی خواهند که من از ایشان جدا شوم. حضرت فرمود: پس در خدمت پدر و مادر خود باش. به حق آن خداوندی که جانم به دست قدرت او است، انسی که ایشان در یک شبانه روز با تو داشته باشند، بهتر است از یکسال جهاد کردن در راه خدا.

_____________________________

حلیة المتقین / 164

والسلام . محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 18:53 موضوع داستان هفته |


نکات فقهی 80

 

نکته فقهی (80): مواردیکه فقط قضاء روزه ماه رمضان واجب است

در مواردیکه شخص عمدا روزه ماه رمضان خود را افطار کند لازم است علاوه بر قضاء آن روز کفاره هم بدهد (یا شصت روز روزه بگیرد یا شصت مسکین را طعام دهد یا برده ای را آزاد کند). اما در 10 مورد است که فقط قضاء واجب است (این موارد در عروة الوثقی موجود است).

1- کسیکه بعد از خواب دوم با حال جنابت دوباره بخوابد و غسل نکند (البته در مورد خواب سوم اختلاف نظر است و حق به نظر ما اینست که در مورد آن هم تنها قضا واجب است).

2- کسی که روزه خود را به علت نیت نکردن یا ریا کردن باطل کرده اما مفطری به جا نیاورده است.

3- کسیکه فراموش کرده است غسل جنابت کند.

4- کسیکه اعتقاد داشته صبح نشده و مفطری انجام داده است و بعد معلوم شد صبح شده بود.

5- کسیکه در اثر اعتماد به گفته دیگری فکر می کرده هنوز شب است و مفطر انجام داده و بعد معلوم می شود صبح شده بود.

6- آنکه کسی بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نکند، یا خیال کند شوخی می کند و خودش هم تحقیق نکند و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

7- آنکه کسی از جهت اکراه یا اضطرار یا تقیه افطار کند.

8- کسیکه در اثر تاریکی اطمینان کرده شب شده و افطار کرده و بعد معلوم شده هنوز شب نشده بود.

9- کسیکه برای مضمضه مقداری آب در دهانش کرده بود و ناگهان آب فرو رفته است.

10- کسیکه در اثر برخی تماس های جنسی، بدون اینکه قصد داشته باشد و بدون اینکه به طور معمول با آن کار منی از او بیاید، ناگهان منی از او خارج شده است (به نظر برخی از فقها)

و السلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی تهرانی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 23:51 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته 48

 

روایت شده که فردای قیامت، جمله زهاد و عباد از تقصیر خود عذر خواهند و حق تعالی از فقرا عذر خواهی می کند و فرماید: ای بنده من، دنیا را به تو ندادم؛ نه از این رو که دنیا به تو حیف بود، بلکه از آن رو که تو به دنیا حیف بودی

دنیات نداده ام نه از خواری تست     کونین فدای یک نفس زار تست

هـر چنـد دعـا کـنی اجـــابـت نکنم      زیرا که مـرا محـبت زاری تست

معراج السعادة ص 291

وله الحمد

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 23:50 موضوع داستان هفته |


حدیث هفته 55

 

امام حسن علیه السلام فرمودند:

« لا تعاجل الذنب بالعقوبة واجعل بینهما للاعتذار طریقا »

« در مجازات خطاکار شتاب مکن و میان خطا و مجازات، راهی را برای عذرخواهی قرار ده »

بحارالانوار ج 78 ص 113


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 23:50 موضوع حدیث هفته |


نکات فقهی 79

 

نکته فقهی (79): اجماع کاشف از دلیل لفظی نیست

خیلی از فضلا فکر می کنند دلیل حجیت اجماع اینست که از اتفاق نظر علما گذشته معلوم می شود که یک حدیثی بوده است که به دست ما نرسیده است و لذا اجماع کاشف از دلیل لفظی (حدیث) است در حالیکه این مسأله اگر به این صورت باشد قابل قبول نیست.

اولا چنانکه مرحوم امام هم در حاشیه انوار الهدایه 1 / 258 اشاره فرموده اند اصل چنین مطلبی بعید است. چگونه می شود که روایتی مدرک حکم شرعی باشد و در کتب روایی ما - با آن همه اهتمام محدثین - نباشد؟! اینکه بگوئیم بوده ولی نرسیده است، این هم خیلی بعید است. کتب معروف روایی ما روایات فقهی موجود را جمع کرده است و اگرچه بسیاری از کتب روایی شیعه مثل مدینة العلم صدوق از بین رفته اما آنها مربوط به فقه نبوده است؛ فقه از اول چون مدار مباحث اصحاب بوده کاملا مورد توجه و اهتمام بوده است و در صورت مفقود شدن کتاب معتبری، کاملا مورد تذکر قرار می گرفته است.

ثانیا چنانکه محقق اصفهانی فرموده اگر فرض هم کنیم روایتی در کار بوده باشد از کجا معلوم که اگر آن روایت به دست ما می رسید ما آن را قبول می کردیم. روایات متعددی وجود دارد که با اینکه مورد اعتماد اصحاب است ولی فقیه وقتی بررسی می کند می بیند سندش ضعیف است (در برخی موارد اصلا مرسله است) و یا دلالت درستی ندارد!

بنابر این حجیت اجماع با این بیان دارای اشکال است. حق در مساله چنانکه مرحوم امام در انوار 1 / 258 ... و مرحوم شهید صدر در جلقه ثانیه فرموده اند اجماع کاشف از اینست که یک مساله در زمان ائمه حکمش روشن بوده است و شاید به همین دلیل هم مورد توجه در حدیث قرار نگرفته است؛ به عبارت دیگر اجماع در واقع به تقریر معصوم برمی گردد یعنی ما از راه اجماع سیره اصحاب را کشف می کنیم و سیره هم مورد تقریر معصوم می باشد.

والسلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 21:59 موضوع فقه و حقوق |


حدیث هفته 54

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

« من غرس اشجار التقی، جنی ثمار الهدی ».

« هر که نهال های تقوا کاشت، میوه های هدایت می چیند ».

کنز الفوائد، ج 1 ص 279


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 18:36 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته 47

 

سعد از بزرگان صحابه بود. گفت: « یا رسول الله، دعا کن تا دعای مرا اجابت بُود به هر دعا که کنم ». گفت: « حلال خور تا دعا مستجاب شود ».

و رسول الله گفت: « بسیار کس طعام و جامه و غذای وی حرام است؛ آن گاه دست برداشته دعا می کند. چنین دعا کی اجابت کنند؟ » و گفت: « هر که جامه ای خرد به ده درم که یک درم آن حرام بُود، تا آن جامه بر تن وی بُود، نماز وی نپذیرند ».

اخلاق غزالی، ص 36

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 18:35 موضوع داستان هفته |


لالۀ رنگین

 

از خانه به میخــانه دری هســت ببــینیــد        در مــیکده صاحب نظری هست ببــینیـد

هــر لالــۀ رنگیــن که بـرویـد ز دل خـاک       آغشـــته به خون جگری هست ببــینیـد

چون شمع اگـر سوخـتم از اشـک نـدامـت       از عـشق به جانم شرری هست ببـینیـد

سـرگـشته به صحرای جـنـونـم همه عـمـر       از من اگر آشفـــته تری هست ببــینیـد

در معـرکۀ عشق و جـنون سلسله بر پـای       آویخـــته بــردار، ســری هست ببــینیـد

جــز دیــدۀ مــن در طلــب دیـــدن رویـــش       خــون بار اگر چشم تری هست ببـــینیـد

از روزن جـــان پرتو خورشــــید جـمالــش      روشنگــر شام و سحری هست ببــینیـد

در بادیۀ عــــشـق به غـیر از مـن شــــــیدا      سرگـشـته اگر رهگذری هست ببـــینیـد!

« مشفق کاشانی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 21:28 موضوع شعر |


حدیث هفته 53

 

قال رسول الله صلی الله و علیه و آله :

« شر الرجال من کان سریع الغضب بطی ءَ الرضاءِ »

پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند :

« بدترین آدمیان کسانی اند که زود به خشم می آیند و دیر خشنود می شوند. »

کنز العمٌال ، ح 43588


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 21:24 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته (46)


پیامبر گرامی اسلام که اسوه ی نیکوی امت است و مبعوث شده است تا فضایل اخلاقی را کمال بخشد با مردم شوخی می کرد تا آنها را شاد کند و می فرمود : «مومن، شوخ و شاداب است و منافق، اخمو و عصبی مزاج» . « هرکه مومنی را شاد کند مرا شاد کرده ، و هر که مرا شاد کند خدا را شاد کرده است».

یاران پیامبر صلی الله و علیه و آله می گویند : او بیشتر وقتها لبخند بر لب داشت؛ نرمخوترین و شاداب ترین و گشاده روترینِ مردم بود. 1

____________________________

1- زندگی، دفتر دوستی / ص 41

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 21:22 موضوع داستان هفته |


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید