تبليغاتX
هـــدايــت
خوش آمدید؛ استفاده از مقالات با ذکر مأخذ مجاز و چاپ مقالات بدون اجازه ممنوع است
هـــــدايــــت
 

اللهم ارنی الطلعة الرشیده

 

میلاد منجی عالم، یوسف زهرا، حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه شریف بر همه ی منتظرانش مبارک باد.

در این ایام مبارک که یک سال از شروع وبلاگ می گذرد؛ امید آنکه توانسته باشیم قدمی کوچک در راه رضایت مولایمان حضرت صاحب الامر و نشر و تعميق معارف اسلامي و آموزه هاي مكتب اهل بيت -عليهم السلام- برداشته باشیم.


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 18:46 موضوع گوناگون |


نکات فقهی 78

 

نکته فقهی (78): روایات معرض عنه

در میان روایات فراوانی که از معصومین ع به دست ما رسیده است روایاتی وجود دارد که به اصطلاح معرض عنه است یعنی به هر دلیل مورد بی اعتنایی و اعراض علما واقع شده است.

افرادی که وارد نیستند، گاهی که به این احادیث بر می خورند خیال می کنند که به آنها وحی شده و کسی تاکنون این حدیث را ندیده است در حالیکه چنین نیست. بارها گفته ایم استفاده از قرآن و حدیث دارای متد و روش خاصی می باشد و افراد ناوارد نباید در این زمینه اظهار نظر کنند.

البته اینکه بی اعتنایی و اعراض اصحاب تا چه مقدار می تواند به اعتبار یک حدیثی که سند معتبر دارد لطمه بزند محل اختلاف نظر است و هر مجتهدی باید در این بحث اصولی به مبنای فرد رجوع کند. ممکن است احیانا از برخی روایات معرض عنه بتوان استفاده هایی کرد.

در اینجا به برخی از این احادیث اشاره می کنیم. (آدرس ها از استبصار شیخ طوسی چاپ دارالحدیث با تصحیح علی اکبر غفاری می باشد) :

1- هنگام وضو در مسح سر می توان از آب جدید استفاده کرد 1 / 63 سند معتبر است.

2- آهن نجس است! ج 1 / 104 سند معتبر است.

3- زنا کردن با زن شوهردار یک ضربه شمشیر است 4 / 257

ادامه دارد

والسلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی تهرانی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 18:41 موضوع فقه و حقوق |


حدیث هفته (52)

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

« نظر الولد الی والدیه حبا لهما، عبادة »

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

« نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است. »

تحف العقول، ص 46


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 18:40 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته (45)

 

یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادت ها کدام فاضل تر است؟

گفت: تو را خواب نیمروز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.

ظـالمی را خفـــته دیـــدم نـــیـمــــروز         گفتم این فتنه است، خوابش برده به

وآن که خوابش بهتر از بیداری است         آن چـنان بـــــد زندگــــــانی مرده به

گلستان سعدی

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 18:40 موضوع داستان هفته |


نکات فقهی ۷۷

 

نکته فقهی (۷۷): درباره وطن شرعی

فقها وطن را به چند قسم تقسیم کرده اند: ۱- وطن اصلی که محلی است که شخص در آن متولد شده و رشد کرده است و وطن پدر و مادری او می باشد. ۲- وطن اتخاذی که محلی است که شخص در آنجا قصد توطن کرده باشد یعنی قصد کرده است که آنجا را برای اقامت و زندگی خود قرار دهد ۳- وطن قهری محلی است که شخص بدون قصد، آن قدر سکونت می کند که عرفاً از اهالی آنجا به حساب می آید. در مورد این سه وطن تقریبا اتفاق نظر وجود دارد البته برخی در مورد وطن اتخاذی معتقدند که قصد ماندن برای همیشه، شرط است و برخی چنین قصدی را لازم نمی دانند.

قسم چهارم وطن شرعی است یعنی محلی که شرع به عنوان وطن آن را قبول دارد - احکام وطن دارد - و آن مکانی است که شخص در آن ملک قابل سکونت داشته باشد و حداقل شش ماه متوالی به قصد وطن در آن ساکن باشد. ۱

در چنین فرضی تا زمانیکه آن ملک باقی باشد احکام وطن وجود دارد اگرچه خود شخص از آن جا اعراض کرده باشد. اگرچه در عروة الوثقی اعتبار این وطن را به مشهور نسبت داده است ۲ اما بیشتر فقها معاصر چنین وطنی را قبول ندارند از بزرگان تنها مرحوم آیة الله خوئی آن را پذیرفته است (آیة الله بهجت هم احتیاط کرده اند). البته بنابر تحقیقی که انجام شده است نسبت دادن این قول به مشهور فقها محل تردید است. ۳

به هر حال تنها مستند وطن شرعی صحیحه محمد بن اسماعیل بن بزیع است که در اینجا آن را بررسی می نمائیم:

« عن ابی الحسن ع قال سالته عن الرجل یقصر فی ضیعته فقال لا بأس ما لم ینو مقام عشرة ایام الا ان یکون فیها منزل یستوطنه فقلت ما الاستیطان؟ فقال ان یکون فیها منزل یقیم فیه ستة اشهر فاذا کان کذلک یتم فیها متی دخلها » ۴

خلاصه استدلال این است که امام سه قید را برای اتمام نماز معتبر دانسته است که هیچکدام در وطن عرفی معتبر نیست: اقامت شش ماهه، استیطان در منزل، ملک بودن منزل (چون ظاهر لام تملیک است) و ابن بزیع اینست که امام فرموده یستوطن المنزل با اینکه معمولا استیطان به بلد یا قریه یا ضیعه می خورد نه به منزل). ۵

با این حال به نظر می رسد که این استفاده دارای اشکالاتی است:

اولا یستوطنه فعل مضارع است و ظاهر آن استمرار حالی است یعنی فعلا منزلی در آنجا دارد که در آن اقامت می نماید. (و نیز یقیم) این مطلب روایت را مربوط به وطن عرفی می کند.

ثانیا اگر مراد امام از وطن، وطن عرفی نبود لازم بود که خودشان در بیان جواب مطلب را روشن فرمایند - چنانکه محقق همدانی ره اشاره فرموده است - نه اینکه مجمل بفرمایند و بعد با سوال دوباره ابن بزیع مقداری آن را روشن تر می کنند.

ثالثا با توجه به تاسیسی بودن این قسم از وطن لازم بود که این مطلب در نصوص متعدد و با عبارات روشن بیان شود. اکتفا کردن در چنین مساله مهمی به یک نص محل تردید است.

به نظر می رسد اگر این روایت در مورد وطن عرفی - و در مورد افرادیکه دو وطن دارند - نباشد لااقل مجمل است و ظهور معتبری در وطن شرعی ندارد و الله العالم

_____________________________________________________

۱ / البته اختلافات اندکی در تعریف وطن شرعی وجود دارد : ضیاء الناظر فی احکام صلاة المسافر، جعفر سبحانی ص ۲۲۹

۲ / عروة الوثقی ۳ / ۴۷۳ (ط. النشر الاسلامی)

۳ / ضیاء الناظر / ۲۳۱ ، البدر الزاهر / ۲۰۴

۴ / الوسائل ۸ / ۴۹۴ ب ۱۴ ح ۱۱ صلاة المسافر

۵ / شرح العروة ۲۰ / ۲۴۴ للسید الخوئی

و السلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی تهرانی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 16:20 موضوع فقه و حقوق |


حدیث هفته (۵۱)

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

« شرارکم المشاوون بالنمیمة، المفرقون بین الاحبة؛ »

« بدترین شما سخن چینان و تفرقه اندازان میان دوستان اند »

الکافی ج ۲ ص ۳۶۹


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 13:47 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته (۴۴)

 

فردی، گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن ع و از آن حضرت استمداد کرد. امام حسن ع بلافاصله کفش ها را پوشیده، به راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی ع رسیدند؛ در حالی که مشغول نماز بود. امام حسن به آن مرد فرمود:

«تو چطور از حسین غفلت کردی و پیش او نرفتی؟» گفت: «من اول خواستم پیش ایشان بروم و کمک بخواهم، ولی چون گفتند ایشان اعتکاف کرده اند، خدمتشان نرسیدم».

امام حسن فرمود: اما اگر توفیق بر آوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود.

________________________
داستان راستان، ص
۹۱

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 13:46 موضوع داستان هفته |


نکات فقهی 76

 

نکته فقهی (76): استصحاب حکم مخصص

اگر عام ما تخصیص بخورد و بعضی افراد آن در برخی از زمانها خارج شود، پس از سپری شدن آن زمان آیا مرجع عموم عام است و یا حکم خاص استصحاب می شود؟

مثلا داریم اوفوا بالعقود و دلیل خیار غبن عقد غبنی را از تحت آن خارج می کند پس از سپری شدن اولین زمان امکان اعمال خیار ما شک داریم که آیا عقد لازم می شود - عام مرجع است - یا حکم خاص - خیار - استصحاب می شود؟

البته در فقه در خصوص این مثال بحث را اینگونه طرح می کنند آیا خیار غبن، یا خیار عیب فوری است یا تراضی دارد؟ نظرات بزرگان مختلف است (البته مساله در قدما عنوان نداشته است و شاید شیخ انصاری جزء اولین کسانی است که آن را به صورت فنی طرح کرده است).

شیخ اعظم می فرماید: اگر زمان مأخوذ در عام مفرِّد باشد یعنی در هر زمان موضوع به عنوان فرد مستقل در برابر فرد دیگر باشد حتما مرجع عام است و جای رجوع به استصحاب نیست چرا که موضوع در زمان دوم غیر از موضوع در زمان اول است و یکی از شرایط استصحاب وحدت موضوع در قضیه متیقنه و مشکوکه است. اما اگر زمان در موضوع به عنوان ظرف باشد نه قید مرجع استصحاب است و جای رجوع به عام نیست چون موضوع یک فرد بیشتر نیست - به خلاف فرض قبل که افراد است - و آن فرد هم از تحت عام خارج شده است و برگشت تحت عام بی معنی است اما ارکان استصحاب تام است و لذا مرجع استصحاب است در تبیین و تحقیق فرمایش شیخ مطالب زیادی طرح شده است و بعضی تفصیلاتی داده اند اما به نظر ما می رسید که این بحث نکته خاصی ندارد که لازم باشد آن را مستقلا طرح کنیم چرا که اگر عموم ما ازمانی هم باشد مسلما مرجع عام است و الا با بودن ارکان استصحاب روشن است که مرجع استصحاب است. این مطلب به ذهن می رسید - از زمانیکه این بحث را در محضر آیة الله وحید خراسانی استفاده کردم - اخیرا دیدم علامه شهید مرحوم صدر هم همین مطلب را تصریح فرموده اند بحوث 6 ص 338

البته در بحث اصطلاحات علمی و تفصیلات فرضی طرح شده است اما روح مطلب همانست که عرض شد و له الحمد.

« سید محمد مهدی رفیعی تهرانی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 14:5 موضوع فقه و حقوق |


حدیث هفته (50)

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

الفکر فی الخیر ، یدعو الی العمل به؛

فکر کردن به کار خیر، آدمی را به انجام آن می کشاند.

غرر الحکم ، ح 1395


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 14:4 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته (43)

 

ابوایوب انصاری به محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و گفت:

یا رسول الله، مرا توصیه ای فرمایید که مختصر و کوتاه باشد تا آن را به خاطر سپرده، عمل کنم.

پیامبر اکرم ص فرمودند: پنج چیز را به تو سفارش می کنم:

از آنچه در دست مردم است ناامید باش! چه این که به راستی آن، عین بی نیازی است.

از طمع پرهیز کن! زیرا طمع، فقر حاضر است.

نمازت را چنان بخوان که گویا آخرین نماز تو است و چندان زنده نخواهی ماند که نماز بعدی را بخوانی.

بپرهیز از انجام کاری که بعدا به ناچار از آن پوزش می طلبی.

برای برادرت همان چیزی را دوست بدار که برای خودت دوست می داری.

_____________________________

داستانهای بحارالانوار / ج 3 ص 26

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 14:2 موضوع داستان هفته |


نکات فقهی 75

 

نکته فقهی (75): درباره ولایت فقیه

در مورد ولایت فقیه جامع الشرایط به سه 1 دسته دلیل استدلال شده است:

دلیل عقلی محض، دلیل مرکب از عقل و نقل و دلیل نقلی.

با توجه به اینکه دلیل عقلی محض تنها اصل ولایت را برای فقیه اثبات می کند و دلیل مرکب از عقل و نقل - به تقریب متعارفش - دارای برخی ایرادات می باشد مهمترین دلیل به نظر ما ادله نقلی است.

درباره ادله نقلیه به روایات متعددی استدلال شده است که مهمترین آنها توقیع شریف حضرت حجت سلام الله علیه است که در آن می فرمایند:

«اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله» 2

اگرچه راوی مستقیم حدیث (اسحاق بن یعقوب) ترتین خاصی ندارد ولی با تحقیقات استاد محقق ما آیة الله حائری دام ظله معلوم می شود که سند حدیث معتبر می باشد. 3

دلالت حدیث هم روشن است چرا که ما به فانهم حجتی که تعلیل حکم می باشد تمسک می کنیم و لذا اگر حوادث واقعه موارد شخصی هم باشد و (ال) به اصطلاح عهد باشد ضرری به استدلال ما نمی زند. با توجه به غیبت امام - که حدیث در ابتداء آن صادر شده - وقتی امام بفرماید فانهم حجتی تردیدی در استظهار اطلاق حجیت پیدا نمی شود نتیجه اینکه از حدیث اعتبار ولایت فقیه استفاده می شود.

اما اشکال برخی که از کجا معلوم که مراد از رواة حدیثنا فقها باشد انصافا وارد نیست.

تفصیل اینگونه مباحث را به جای دیگری وامی نهیم.

___________________________________________

1/ ولایت فقیه آیة الله جوادی آملی / 203 - 150

2/ وسائل الشیعه ب 11 من صفات القاضی ح 9

3/ ولایة الامر فی عصر الغیبه / 120

والسلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی تهرانی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 0:34 موضوع فقه و حقوق |


زندگی نامه حضرت آیت الله بهاء الدینی - قسمت پایانی

 

جلسات درس اخلاق

مرحوم امام با دید بالایی که از این عالم عامل داشت فرمودند:
از ایشان بخواهید درس اخلاق برای حوزه بگوید و از وجود او بهره برداری کنید، و درس اخلاقی که از سالها پیش بطور خصوصی برای عده ای داشت به فیضیه و زیر کتابخانه کشیده شد و عمومی گشت.
روز اول یکی از مراجع تقلید فعلی در درس شرکت کرد تا هم خود بهره ببرد و هم مشوق دیگران باشد.
درس اخلاق ایشان در حوزه خیلی ادامه نداشت تا اینکه به حسینیه معظم له منتقل شد و تا قبل از آنکه پاهای ایشان از حرکت بماند، آن جلسات و نشستهای اخلاقی در حسینیه برقرار بود.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 16:34 موضوع تاریخ و تراجم |


زندگی نامه حضرت آیت الله بهاء الدینی - قسمت سوم

 

درس خارج و اجازات

آقا می فرمودند:
« خیلی زود ما درس حاج شیخ رفتیم، جوان بودیم، مدت شش سال درس ایشان را درک کردیم.
مباحث، رکوع نماز و بعد از آن مضاربه بود و بعد مبحث دیگر. همه درسها را می نوشتیم. ما قبل از نهار سه درس را می نوشتیم. بعد یک لقمه نان می خوردیم.
سر درس چیزی نمی نوشتیم و مسلط به بحث بودیم، بعد از درس می نوشتیم. قلم ما روان بود. »
درباره اجازه اجتهاد خود نقل می کردند:
« در صدور اجازه اجتهاد ما، بین آقای اراکی ( آیت الله العظمی حاج شیخ محمد علی اراکی ) و خوانساری (آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری)، اختلاف بود.
در نهایت آقای خوانساری حاکم شد. البته این اجازه اجتهاد فعلاً پیش ما نیست و اجازه روایت هم از مرحوم محدث قمی داشتیم »

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 11:36 موضوع تاریخ و تراجم |


حدیث هفته (49)

 

قال الصادق علیه السلام:

« لا ینبغی للمومن ان یجلس مجلسا یعصی الله فیه و لا یقدر علی تغییره »

امام صادق علیه السلام فرمودند:

« شایسته مومن نیست که در مجلسی بنشیند که در آن گناه می شود و او قادر به تغییر آن نیست »

الکافی ج 2 ص 278


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 11:31 موضوع حدیث هفته |


داستان هفته (42)

 

امام زین العابدین علیه السلام به فرزندش امام باقر علیه السلام فرمود:

فرزندم با پنج کس همنشینی و رفاقت مکن!

اول، از همنشینی با «دروغگو» پرهیز کن؛ زیرا او همه چیز را بر خلاف واقع نشان می دهد: دور را نزدیک و نزدیک را به تو دور می نمایاند.

دوم، از همنشینی با «گناهکار و لاابالی» بپرهیز؛ زیرا او تو را به بهانه ی یک لقمه یا کمتر از آن می فروشد.

سوم، از همنشینی با «بخیل» پرهیز نما؛ که او از کمک مالی به تو آن گاه که بسیار به آن نیازمندی، مضایقه می کند.

چهارم، از همنشینی با «احمق» (کم عقل) اجتناب کن؛ زیرا او می خواهد به تو سودی رساند، ولی به زیان تو می انجامد.

پنجم، از همنشینی با «قاطع رحم» (کسی که با خویشاوندانش قطع رابطه نموده) بپرهیز، که او در سه جای قرآن لعن و نفرین شده است.

___________________________________

داستان های بحارالانوار / جلد 2 / صفحه 95

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 11:30 موضوع داستان هفته |


در ستایش مولای متقیان علی ابن ابیطالب علیه السلام

 

چون پادشاه عشـق هـویـدا شــد            در عــرش و فــرش زلــزله بر پا شــد

چون حسن بی نظیـر تجـلی کـرد            جبـریـــــــل محـــــو آن رخ زیبــا شــد

چون پـــا نـهـاد مـرتـبـه لاهـوت            آنجـــــا ظــــهـــور آدم و هـــــــوا شــد

زیبا صنم بناز چـو رخ بـگـشـود            صــدهــا فـــرشته والــه و شــیدا شــد

ظاهر چو در تـجـرد اعـلا گـشـت           حـیـــــران او هـــــزار مســــــیحا شــد

در آسمان که سیر و نظر افـکـند          در رقص ماه و زهــره و شـعـــرا شــد

در ذره چو ز لطف نگـاهـی کـرد          خورشید و ماه و انجـــم رخـــشـــا شـد

در قطره یک نگاه ز دور افکـند           صدها هزار دجــــلــــــه و دریــــا شــد

از مهر چون نگاه به گیتـی کـرد          عالـــم چو روز گــشت و هــویــدا شــد

بر خار و خس زمهر نظر افکند           گـــلهای نــاز و ســـنــبــل زیـــبــا شــد

هـر جـا قـدم نهاد بـت پـــر نـــاز          آنـجـــا بـــهــشــت گشت و مـصفا شــد

در کعبه چون نهاد قدم از لطــف          آن قــــبـــلـــه گــــاه مـــردم دانــا شــد

چون محو ذات حضرت یکتا بود          نامـــش عــــلـی عـــــالی اعـــــلا شــد

چون عاشق جمال محمد ص بود          بر کائـــــــنــات حــــضــــرت والا شــد

خـال نکـــــوی روی پــریـــرخ را         یوســـف چو دید غـــــرق تمـاشـا شــد

یـوسـف چـو دید آن رخ زیـبــا را          بیــــزار از هـــزار زلــــیـــــخـــا شــد

صدها همام و یوسف و خضر و نوح      از روی شــوق عــاشــق مـــولا شــد

هر کس بدیـد خــــال جــــمـــال او         مدهوش و مست و بی سرو بی پا شد

از جــــــلوه جــــمال و جــــلال او         بیهوش و مست موسی و عیسی شــد

ار بحر بــــیــکــــران مــــقــــام او        جامی نصیب میـــثـم و ســلــــمــا شــد

شاگرد درس حکمت و عرفــانـــش        فارابی و (الهــــی) و ســـیــنـــــا شــد

(ای مـــظهر جلال و جـماــل یـــــار       عالـــــــم ز نور عشـــــق تو پیدا شــد)

هرکس شناخت قـدر مـقـــامــــت را       مافــــوق نفـــس و عقــل و هیولا شــد

هر دل که جای عشق تو زیبا گشت       در قاف عـشق و قـــوس و تـــدلا شــد

عارف چو دید صورت زیـبـــایـــش       از فکر و رنــج غــــصــه مــبـــرا شــد

در دل هر آنکه عـــشق علـــی دارد       قـــصـــر بـهـــشـــت منزل و مأوا شــد

بغض علی هرکــــــه بــــســــر دارد       بی عقل و هوش و دانش و اعمی شد

شاهد چو دید آن رخ مــــهــوش را       از نور عشـق روشــن و بــیــنـــا شــد

« اثر طبع حاج محمد علی ملکیان متخلص به شاهد »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 15:41 موضوع شعر |


زندگی نامه حضرت آیت الله بهاء الدینی - قسمت دوم

 

ورود به مکتبخانه

آقا در مورد ورود به مکتبخانه اینطور می فرمودند:
« دو ساله بودم که برای آموختن حمد و سوره به مکتبخانه رفتم. پس از فراگیری حمد و سوره، اذان و اقامه را آموختم. آن گاه قرائت قرآن را یاد گرفته، سپس خواندن و نوشتن را آغاز کردم.
معلم مکتبخانه های آن روز، خانم های متدین، خوش اخلاق و با فهم و شعوری بودند که خداوند نصیب ما کرده بود.
شش ساله بودم که دوره مکتب تمام شد و من برای ادامه آموختن به مکتب دیگری رفتم و « نصاب الصبیان » - که معانی لغات را به شعر بیان می کند - شروع کردم.
استاد ابتدا اشعار را می خواند، سپس توضیح می داد. آن گاه برای یادگیری و تکرار بیشتر، سؤال می کرد. هرگاه پرسش می کرد چه کسی می تواند از رو بخواند؟ می گفتم: من از حفظ می خوانم!
و این موجب تعجب او می شد زیرا مرتبه اول و دوم که اشعار را می خواند، خود به خود حفظ می شدم و نیازی به تمرین و صرف وقت بیشتری نداشتم.

روز دوم و سوم و روزهای بعد با همین شور و شوق و جدّیت گذشت. استاد که از قدرت حافظه و شدت علاقه من شگفت زده شده بود، برخی از دوستان خود را از وضع درس من آگاه کرده بود، تا این که خبر به گوش آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم قمی (ره) رسید.
ایشان که از پارسایی و معنویت بسیار بهره داشت و در تواضع و اخلاص و طلبه پروری کم نظیر بود، خود برای ملاقات بنده وارد جلسه درس شد، در کنارم نشست و چندین پرسش مطرح کرد که هنوز سؤالهای ایشان را به خاطر دارم.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 15:40 موضوع تاریخ و تراجم |


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید