تبليغاتX
هـــدايــت
خوش آمدید؛ استفاده از مقالات با ذکر مأخذ مجاز و چاپ مقالات بدون اجازه ممنوع است
هـــــدايــــت
 

ازدواج در اسلام (قسمت دوم و پایانی)

 

1- قال الله سبحانه : وانکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنیهم الله من فضله و الله واسع علیم. ولیسعفف الذین لا یجدون نکاحاً حتی یغنیهم الله من فضله ... نور / 32و33

ترجمه : مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، و اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می سازد، خداوند وسعت دهنده و آگاه است و آنها که وسیلۀ ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز سازد ...

آیۀ مبارکه چنانکه می بینید سفارش می کند که مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و اختصاصی به جوانان ندارد. فایدۀ ازدواج فقط تسکین قوۀ جنسیه نیست بلکه فوائد بسیاری دارد. بقاء نسل انسان، تامین نیازهای عاطفی افراد و ایجاد کانون تربیت برای زوجین و فرزندان از ثمرات مهم ازدواج است.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 23:29 موضوع گوناگون |


حدیث هفته 39

 

عن ابی جعفر علیه السلام قال فی کتاب علی علیه السلام ثلاث خصال لا یموت صاحبهن ابدا حتی یری و بالهن البغی و قطیعة الرحم و الیمین الکاذبة یبارز الله بها.

امام باقر علیه السلام: در کتاب علی علیه السلام آمده است که سه کار است که انجام دهنده آن قبل از مرگ به مجازات آن گرفتار گردد؛ ظلم کردن، قطع خویشی و سوگند دروغ که مبارزه با خدا محسوب می شود.

توجه: سند حدیث معتبر است.

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 261


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 11:49 موضوع حدیث هفته |


ازدواج در اسلام (قسمت اول)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلوة والسلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لا سیما بقیة الله فی العالمین.

این نوشتار نگاهی گذرا به مسأله ازدواج از دیدگاه اسلام دارد؛ غریزه جنسی یکی از واقعیات زندگی بشر است. نیاز جنسی ذهن انسان را در مورد تأمین خواست هایش، مشغول می سازد. این نیاز اگر به طور طبیعی بوسیلۀ ارتباط با جنس مخالف تأمین نشود، زندگی فردی و اجتماعی انسان را به مخاطره می اندازد (آمارهای تکان دهنده گناه و جنایت در جوامع بی بند و بار شاهد مدعاست) دین مبین ما - اسلام - در مورد این مسأله یک نگاه واقع بین دارد.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 11:41 موضوع گوناگون |


داستان هفته (32)

 

هم تحصیل علم، هم توسّل

آقا میر سید محمد بهبهانی که از علماء حاضر است بدون واسطه نقل می کند از یکی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری رضوان الله علیه که او گفت چون از مقدمات علوم و سطوح فارغ گشتم برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس درس شیخ در آمدم ولی از مطالب و تقریراتش هیچ نمی فهمیدم. خیلی از این وضع متأثر شدم تا جایی که دست بختوماتی زدم باز فائده نبخشید بالاخره بحضرت امیر (ع) متوسل گشتم.

شبی در خواب خدمت آن حضرت رسیدم. بسم الله الرحمن الرحیم را در گوش من قرائت نمود. صبح چون در مجلس درس حاضر شدم درس را می فهمیدم کم کم پیشرفت کرده پس از چند روز بجائی رسیدم که در آن مجلس صحبت می کردم.

روزی از زیر منبر درس با شیخ بسیار صحبت می نمودم و اشکال می گرفتم. آن روز پس از ختم درس خدمت شیخ رسیدم وی آهسته در گوش من فرمود آنکسی که بسم الله را در گوش تو خوانده است تا ولا الضالین را در گوش من قرائت کرده است؛ این را گفت و رفت.

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

________________________________________

داستانها و پندها، محمد مهدی اشتهاردی / جلد 4 / شماره 46


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 10:59 موضوع داستان هفته |


چند سئوال و جواب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

لطفاً به سئوالات ذیل پاسخ دهید:

1) چرا هنگام ذبح حیوانات باید نام خدا برده شود؟

2) گوشت خوک به چه علت حرام شده است؟

3) آیا مواردی که در آیه شریفه 146 سوره انعام آمده (......) بر مسلمانان هم حرام است؟

4) بچه حیوانی که در شکم مادر وجود دارد چگونه حلال می شود؟

5) با توجه به آیه 217 سوره بقره (......) آیا جنگ در ماه های حرام گناه دارد؟

با تشکر

-----------------------------------------------------------------------------------

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 13:18 موضوع گوناگون |


داستان هفته (31)


بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آدم در برابر شش مجسمه

حضرت آدم (ع) روزی دید ناگهان سه مجسمه سیاه و بد قیافه در اطراف چپ او قرار گرفتند و سه مجسمه نورانی در طرف راست او از مجسمه های طرف راست یکی یکی پرسید شما کیستید؟

اولی گفت من «عقل» هستم دومی گفت من «حیاء» هستم، سومی گفت من «رحم» هستم، آدم (ع) پرسید، جای شما در کجاست، اولی گفت در سر انسانها، دومی گفت در چشم انسانها، سومی گفت در دل انسانها.

آدم به طرف چپ برگشت و از سه مجسمه سیاه و بدریخت، یکی یکی پرسید شما کیستید؟ اولی گفت من «تکبر» هستم، حضرت آدم گفت: جای تو کجاست؟ گفت سر انسانها، فرمود: سر که جای عقل است، او گفت: اگر من وارد سر شوم عقل می رود، 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید » 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 12:6 موضوع داستان هفته |


حدیث هفته 38

قال رسول الله صلی الله علیه وآله:

کفی بالمرء عیبا ان یبصر من الناس مایعمی علیه من نفسه وان یوذی جلیسه بمالایعنیه.

رسول اکرم ص:همین عیب برای انسان کافی است که عیبیرا که درخودنمی بینددرمردم ببیند

وهمنشین خود رابی دلیل اذیت کند

کافی۲باب من یعیب الناس.سند معتبراست


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 21:27 موضوع حدیث هفته |


ای بـی خــبر بکـوش که صاحـب خـبر شوی

 

ای بـی خــبر بکـوش که صاحـب خـبر شوی

تـا راهـــرو نباشی کـی راهـــبر شوی

در مکــتب حقـایق پـیش ادیـب عشــق

هـان ای پـسر بکـوش که روزی پــدر شوی

دسـت از مس وجود چو مـردان ره بشوی

تا کیـمـیای عـشـــق بیـابی و زر شـوی

خواب و خورت ز مرتـبه خویش دور کرد

آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

بـالله کــز آفتــاب فـلـک خــوب تـر شوی

یکـدم غـریق بحـر خــدا شو گمان مبر

کــز آب بحـــر بـه یــک مــوی تــر شـوی

از پـای تا سرت همـه نـور خـدا شود

در راه ذوالجــلال چــو بـی پـا و سـر شـوی

وجـه خــدا اگـر شـودت منظـر نـظر

زیـن پـس شکـی نمـاند کـه صاحــب نظـر شوی

بنیاد هستـی تـو چو زیر و زبر شود

در دل مــدار هیــچ کـه زیـر و زبـر شـوی

گـر در سـرت هـوای وصـالست حافظا

بـاید کـه خــاک درگـه اهـل نــظـر شـوی

« حافظ »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:0 موضوع |


نکات فقهی 65

 

نکته فقهی (65): نمودار کتب حدیثی مهم شیعه و اهل سنت

   عنوان کتاب                 نام نویسنده                ولادت/وفات          شرح های معروف

1) اصول کافی              محمدبن یعقوب کلینی      م 329- ؟          مرآة العقول از مجلسی دوم

2) من لا یحضره الفقیه    محمدبن علی صدوق       م 381 - ؟        روضة المتقین از مجلسی اول

3) تهذیب الاحکام          محمدبن حسن طوسی      385 - 460     ملاذ الاخبار مجلسی دوم

4) الاستبصار              محمدبن حسن طوسی       385 - 460             -

5) نهج البلاغه            سید رضی                      م 406 - ؟       شرح ابن ابی الحدید

6) التوحید                 شیخ صدوق                    م 381 - ؟        شرح قاضی سعید قمی

7) الخصال                شیخ صدوق                    م 381 - ؟                 -

8) الامالی                 شیخ صدوق                    م 381 - ؟                 -

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:31 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (30)

 

اهمیت نماز

ابوبصیر گفت بعد از درگذشت حضرت صادق علیه السلام پیش ام حمیده رفتم تا او را در این مصیبت تسلیت بگویم. تا چشمش به من افتاد شروع به گریه کرد من نیز از حال او به گریه افتادم آنگاه گفت ابا محمد: اگر حضرت صادق علیه السلام را موقع مرگ مشاهده می کردی چیز عجیبی می دیدی. در آن لحظات آخر چشم باز کرده فرمود هرکس بین من و او خویشاوندی هست بگوئید بیاید همه را گرد من جمع کنید سفارشی دارم.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 0:31 موضوع داستان هفته |


حدبث هفته 37

قال رسول الله صلی الله علیه وآله:

من کان فی قلبه حبه من خردل من عصبیه بعثه الله یوم القیامه مع اعراب الجاهلیه.

پیامبر اکرم ص:هرکس که ذره ای در قلبش تعصب (بی جا) باشد خدادرروز قیامت او رابااعراب

جاهلیت( درجهنم) محشور می کند.

اصول کافی۲ص ۳۰۱سند معتبراست.


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:55 موضوع حدیث هفته |


زندان خاک

 

با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام

نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام

سایه پرورد بهشتم، از چه گشتم صید خاک

تیره بختی بین، کجا بودم کجا افتاده ام

جای در بُستان سرای عشق می باید مرا

عندلیبم، از چه در ماتم سرا افتاده ام

پایمال مردمم، از نارسائی های بخت

سبزۀ بی طالعم، در زیر پا افتاده ام

خار ناچیزم، مرا در بوستان مقدار نیست

اشک بی قدرم، ز چشم آشنا افتاده ام

تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار

برگ خشکم، در کف باد صبا افتاده ام

بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق

تا جدا افتاده ام، از دل جدا افتاده ام

لب فرو بستم رهی، بی روی گلچین و امیر

در فراق همنوایان، از نوا افتاده ام

« رهی معیری »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:46 موضوع شعر |


نکات فقهی 64

 

نکته فقهی (64): دربارۀ رکن

1- مرحوم صاحب عروه پس از آنکه رکن نماز را اینگونه تعریف کرد که «زیادتها و نقیصتها عمدا و سهوا موجبة للبطلان» نیت و قیام تکبیرة الاحرام و رکوع و سجود را به عنوان ارکان نماز ذکر فرمود. 1

2- در نماز رکن چیزی است که اخلال در انجام آن چه عمدی و چه سهوی و چه از روی نادانی سبب بطلان نماز می گردد اما در حج رکن عملی است که در صورت اخلال عمدی (چه عالمانه و چه از روی نادانی) حج را باطل می کند اما در صورت فراموشی حج باطل نمی شود. 2

اشکال اینست که:

اولا کلمه رکن در آیه و روایت نیامده است تا ما با آن برخورد تعبدی و تفسیری داشته باشیم باید دید که این تعبیر در مورد کدامیک از اجزاء نماز مناسب است و سپس با چنین دیدی آن را تفسیر و استعمال نمود. معنای عرفی و لغوی رکن چیزیست که فقدان آن به وجود شیء آسیب می رساند اما زیاد کردن آن آسیب می زند یا نه از واژه مذکور استفاده نمی شود.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 0:29 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (29)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

رحمت خدا شامل مؤمن گنهکار است

سلیمان بن خالد گفت این آیه را خدمت حضرت صادق (ع) قرائت کردم « الا من تاب و آمن و عمل صالحاً فاولئک یبدل الله سیئآتهم حسنات » « توجه داشته باشید هر که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد خداوند گناهان او را بحسنات تبدیل می کند

فرمود این آیه درباره شماست: روز قیامت بندۀ مؤمن گنهکار را می آورند در پیشگاه خدای متعال می ایستد. خداوند خود متصدی حساب او می شود.

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 0:24 موضوع داستان هفته |


نکات فقهی 63


بسم الله الرحمن الرحیم

نکتۀ فقهی63: «علت مخالفت با قیاس به نظر علامه مطهری – رحمه الله –» 

«همه می دانیم که ائمۀ اهل بیت – علیهم السلام – از همان اول کار با إعمال قیاس در استنباط احکام مخالف بودند و این کار را تخطئه کردند. غالب افراد به فلسفۀ این مخالفت توجه ندارند و لهذا بسیاری از مخالفین قیاس به جمود گراییده اند، یعنی این مخالفت را نوعی گرایش به تعبدِ مطلق به ظواهر و طردِ تعقل و تدبر در استنباط احکام تلقی کردند. بدون شک این سوء تفاهم و بهتر بگویم این غلط زیان های فراوانی بر فقه شیعه وارد کرد ... ریشۀ مخالفت اهل بیت با قیاس دو چیز است :


 

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 15:59 موضوع فقه و حقوق |


«دولت مرعشیان طبرستان»(2)


بسم الله الرحمن الرحیم

«دولت مرعشیان طبرستان»
«سید زین العابدین رشید کوهستانی»

تاسیس دولت مرعشیان

سید قوام الدین پس از قتل کیاافراسیاب چلابی در سال 760 ه.ق آمل را فتح کرد و حکومت مرعشیان را تاسیس کرد.

وی سپس حکومت را به فرزندانش سپرد و گفت: «که من برای به دست آوردن دنیا قیام نکرده ام، بلکه مقصود من، رضای خالق بوده است» اما فرزندان وی که فضای حاکم بر مازندران را مناسب نمی دیدند و بدون یاری پدر، اصلاح امور را امکان پذیر نمی دانستند با اصرار، پدر را همراه خود کردند. از آن جا که سید قوام، تقوی را شعار خود ساخته بود، نزد مردم مقام و منزلت والایی داشت. وی فرزند بزرگ خود، سید عبدالله را به ریاست دولت برگزید، اما وی برادرش کمال الدین را که از خود شایسته تر می دید، بر گزید. سید کمال، پس از دستیابی بر قدرت برادرش سید رضی الدین را حاکم آمل قرار داد و برای تثبیت قدرت مرعشیان، فعالیت خود را آغاز کرد.

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 15:52 موضوع تاریخ و تراجم |


ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود

 

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود
من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور ازو
گویی که نیشی دور ازو، در استخوانم میرود
گفتم به نیرنگ و فسون، پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون، بر آستانم می رود
محمل بدار ای ساروان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود
او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود
برگشت یار سرکشم، بگذشت عیش ناخوشم
چون مجمری پر آتشم، کز سر دخانم می رود
با آنهمه بیداد او، وین عهد بی بنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم می رود
باز آی و بر چشم نشین، ای دلستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم می رود
شب تا سحر می نغنوم، واندرز کس می نشنوم
وین ره نه قاصد می روم، کز کف عنانم می رود
گفتم بگریم تا ابل، چون خر فرماند در گل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم می رود
صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گرچه نباشد کار کم، هر کار از آنم می رود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود
سعدی فغان از دست ما، لایق نبودی ای بی وفا
طاقت نمی آرم جفا، کار از فغانم می رود

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 10:52 موضوع شعر |


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید