تبليغاتX
هـــدايــت
خوش آمدید؛ استفاده از مقالات با ذکر مأخذ مجاز و چاپ مقالات بدون اجازه ممنوع است
هـــــدايــــت
 

نکات فقهی 62

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نکته فقهی (62): لطفا مدارک حکم تنجیس متنجس را ذکر کنید.آیا برای این حکم روایتی وجود دارد؟

پاسخ: باسمه تعالی.

اگرچه از مرحوم آخوند - صاحب کفایه - و بعضی دیگر از علما نقل شده است که ما در مورد تنجیس متنجس اصلا روایتی نداریم اما اطلاق برخی از احادیث در این زمینه سبب شده است که بسیاری از فقهاء متاخر به آن فتوا دهند - حالا یا بدون واسطه یا با واسطه کم یا زیاد - ما در جای دیگر در این زمینه تحقیق کرده ایم ولی برای آشنایی شما آدرس برخی از روایاتی را که محل بحث میان مخالفین و موافقین است ذکر می کنیم:

وسائل الشیعه (20 جلدی):

ج 1 ب 4 من ابواب الماء المطلق ح 1 موثقه عمار؛

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 0:52 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (28)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حق بزرگ مادر بر فرزند

مردی مادر سالخورده اش را بدوش گرفته بود و او را در اطراف کعبه طواف می داد، هنگام طواف با پیامبر ص ملاقات کرد، از آنحضرت پرسید: « آیا حق مادرم را ادا کردم؟ » قال : لا و لا بزفرة واحدة : « پیامبر ص فرمود: نه، حتی یک نفس او را جبران نکرده ای! » / تفسیر فی ظلان القرآن ج 7 ص 415 (ذیل آیه 15 احقاف)

_________________________________________

داستانها و پندها / ج 4 ش 83

والسلام - محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 0:50 موضوع داستان هفته |


خلاصه کتاب سیره نبوی "قسمت دوم"

 

 ... سیره‌ی نبوی

گفتار 4:

یکی از مسائلی که از رسول خدا باید آموخت، کیفیت استخدام وسیله است... انسان از این جهت که انسان است ، باید ایده‌ای بیشتر از حدود شهوات حیوانی داشته باشد و اگر انسان واقعاً مسلمان باشد، تمام هدف‌ها در یک کلمه خلاصه می‌شود و آن خدا و رضای حق است. این مرحله، مرحله‌ی هدف است.  بعد می‌بینیم که انسان برای رسیدن به هدف‌های پاک و مقدس و عالی خودش ناچار باید از وسایلی استفاده کند. مسأله‌ای که مطرح است اینست:

از هر وسیله‌ای برای رسیدن به آن هدف مقدس می‌توان استفاده کرد؟ ولو وسایل نامقدس. نه، غلط است. این مطلب مکرر در ذهن خودم آمده بود و همین امروز که تفسیرالمیزان را در این زمینه مطالعه می‌کردم دیدم علامه طباطبایی در ادب نبوت و ادب تبلیغ نبوت که از قرآن استفاده کرده‌اند که چه آدابی را انبیاء و از جمله رسول اکرم رعایت می‌کرده‌اند. یکی همین مطلب را ذکر کرده‌اند که انبیاء در سیره و روش خودشان برای رسیدن به حق هرگز از باطل استفاده نمی‌کردند، بلکه برای رسیدن به حق از خود حق استفاده می‌کردند. (حدیث فباهتوهم را بحث می‌کنند)

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 0:48 موضوع گوناگون |


حدیث هفته 36

قال ابوجعفرعلیه السلام:

من خالطت فان استطعت ان تکون یدک العلیا علیهم فافعل.

امام باقر علیه السلام:با هرکس که معاشرت می کنی درصورت امکان سعی کن تو به آنها

کمک رسانی (نه آنان به تو)

کافی ۲ص۶۳۷ سند حدیث معتبر است.

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 9:37 موضوع حدیث هفته |


نکته فقهی( 61) لزوم آشنایی با موضوعات و جریان های اجتماعی بر فقیه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

لزوم آشنایی با موضوعات و جریان های اجتماعی بر فقیه

سید محمد مهدی رفیعی

 

آیت الله شهید مطهری – رحمه الله - :

1- «یک وظیفۀ بزرگ برای مجتهدین، آشنایی با موضوعات است. فقیه اگر با موضوعات آشنا نباشد اهمیت ها را درک نمی کند. وقتی که اهمیت ها را درک نکند بسا هست که روی موضوع کوچک تر پا فشاری می کند و موضوع بزرگ تر را از دست می دهد. ولی اسلام این راه [باب تزاحم] را جلو پای او گذاشته است. این جا آن جایی است که واقعاً بر فقها و مجتهدین واجب می شود که شرایط زمان خودشان را بشناسند یعنی اهم و مهم ها را در زمان های مختلف بشناسد. اگر بشناسد، بسیاری از مشکلاتی که امروز طرح می شود و واقعاً به صورت یک موضوع مشکل و یک بن بست وجود دارد از میان می رود.» (1)

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 11:6 موضوع فقه و حقوق |


«دولت مرعشیان طبرستان»(1)

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

«دولت مرعشیان طبرستان»

«سید زین العابدین رشید کوهستانی»

بهمن ماه 1386

 بخش اول

 

یکی از دولت های شیعی که در طبرستان تشکیل شد، دولت مرعشیان است. مرعشیان از نسل امام سجاد – علیه السلام – هستند.

نسب پایه گذار دولت مرعشیان، سید قوام الدین چنین است:

«قوام الدین بن عبدالله بن محمد بن صادق بن حسین بن علی بن عبدالله بن محمد بن حسن مرعشی بن حسین اصغر بن امام زین العابدین علی بن حسین بن مرتضی بن ابی طالب.»(1)

ظهیرالدین مرعشی در رابطه با سلسلۀ اقطاب سید قوام الدین، آن ها را این گونه ذکر می کند:

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 10:58 موضوع تاریخ و تراجم |


مناجات

 

در این ویران سرای سست بنیاد          گدایان را مبر یا رب تو از یاد

گدایان چشم دل سوی تو دارند            امید رحمت از کوی تو دارند

به درگاه تو آنان آه دارند                  همه زین آه با تو راه دارند

شکوه خود پرستی را شکستند            ببزم عاشقی اینک نشستند

دل این دردمندان شاد گردان               اسیران را ز بند آزاد گردان

عطا کن درد ایشان را دوایی              مریضان را محبت کن شفایی

کرم کن قلبشان را نور بینش              تو ای نقاش نقش آفرینش

ز رحمت جرعه ای بر جرعه نوشان      گناه این خطا کاران بپوشان

بسوزان تا بسوزند از غم تو                بدم تا زنده گردند از دم تو

بده یاری به خیل بی نوایان                مران از درگه لطفت گدایان

الا ای راحت جانهای جانها                گل عشقت برویان در نهانها

شب بیچارگان را روز گردان              به شیطان جمله را پیروز گردان

فقیران را بده خط امانی                   ز کوی خود به آنان ده نشانی

بود مسکین ز خیل پر گناهان              پناهش ده پناه بی پناهان

« حسین انصاریان »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 22:53 موضوع شعر |


خلاصه کتاب سیره نبوی "قسمت اول"

 

سیره‌ی نبوی                                       تاریخ مطالعه وتلخیص: مرداد 79

گفتار۱:

سیر یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن. لغت سیره را که مسلمین از صدر اسلام و شاید قرن دوم هجری به کار برده‌اند، خیلی عالی انتخاب کرده‌اند. البته در عمل، مورخین ما خوب از عهده برنیامده‌اند.سیر یعنی رفتن و رفتار. ولی سیره یعنی نوع و سبک رفتار. آنچه مهم است شناختن سبک رفتار پیامبر است. حال آنکه تا به‌حال هرچه سیره نوشته‌اند .

گفتار2:

عمده مطلبی که ما در سیره‌ی پیغمبر اکرم(ص) باید روی آن بحث کنیم این است که اصلاً مکتب اسلام متعقد است که انسان چنان فطرت و سرشت و ساختمانی دارد که همچنان که می‌تواند در منطق نظری از منطقی پولادین و غیرقابل تغییر پیروی کند (برهان) در منطق عملی هم می‌تواند به پایه‌ای برسد که هیچ قدرتی نتواند او را متزلزل کند. (شرایط اجتماعی، اوضاع اقتصادی و وضع طبقاتی انسان را از را  از روش خود باز ندارد).

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 23:9 موضوع گوناگون |


نکات فقهی 60

 

نکته فقهی (60): احکام ثانوی و حکم حکومتی

حکم اولی حکمی است که بر خود افعال و ذوات بار می شود مانند وجوب نماز صبح و نجاست و شراب. حکم ثانوی حکمی است که بر افعال و ذوات با وجود وصف جدید مانند اضطرار و اکراه و ضرر بار می شود مانند جواز نوشیدن شراب در صورت اضطرار یا اکراه.

البته برخی تعاریف دیگری هم ارائه کرده اند که قابل مناقشه است.

به هر حال معروفترین عناوین ثانوی عبارتند از:

1- حفظ نظام 2- مصلحت نظام 3- عسر و حرج 4- ضرر 5- اکراه 6- اضطرار 7- تقیه 8- شرط 9- اطاعت والدین 10- نذر و عهد و قسم

بحث مهمی که وجود دارد اینست که آیا حکم حکومتی از احکام اولیه است یا از احکام ثانوی.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 0:7 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (27)

 

پاداش عظیم صابران

امام صادق ع فرمود: وقتی که روز قیامت می شود، جمعی از مردم بپا می خیزند تا کنار در بهشت می آیند، به آنها گفته می شود: شما کیستید؟

در پاسخ گویند: « بر سختیهای عبادت صبر کردیم و در برابر گناه و کششهای شیطان ایستادگی نمودیم ».

خداوند می فرماید: راست می گویند، آنها را وارد بهشت کنید، و این است قول خداوند در قرآن (زمر- 10) انما یوفّی الصابرون اجرهم بغیر حساب: «صابران، بطور فوق العاده و کامل به پاداش می رسند»

______________________________________________

داستانها و پندها - محمد مهدی اشتهاردی - جلد سوم - شماره 54

والسلام - محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 0:2 موضوع داستان هفته |


خلاصه کتاب 10 گفتار "قسمت دوم"

 

1۷.       یکی از عللی که موجب شد دستور اسلام در مورد فراگرفتن علم به صورت عمومی زمین بماند، حوادثی بود که در اوضاع اجتماعی مسلمین ابتداء به‌وسیله‌ی دستگاه‌های خلافت بوجود آمد. جامعه منقسم شد به یک طبقه‌ی فقیر و بد بخت و یک طبقه‌ی مسرف و مبرز. وضع زندگی عمومی وقتی شکاف بردارد، زمینه برای اجرا و عمل و توجه به این دستورها باقی نمی‌ماند و بلکه عواملی پیدا می‌شود که اینگونه دستورها اجرا نگردد. بعضی‌ها علت دیگری ذکر می‌کنند و می‌گویند علت این بود که آنجه از اسلام به حساب علم و تشویق عموم ‌به تعلیم گفته بود، همه به حساب عالم و تشویق به احترام و فضیلت عالم گذاشته شد. این مطلب تا اندازه‌ای درست است.انحرافات دیگری که در بیانات برخی علمای اسلامی کم و بیش دیده می‌شود که البته آنها در کند کردن تیغ فرمان‌های اسلام درباره‌ی علم تأثیر داشته اینست که هر دسته و طبقه و صنفی از علمای اسلام محکم چسبیده‌اند که مقصود رسول اکرم(ص) از آن علمی که فرموده " فریضه "

است، همان علمی است که ما داریم. (چکیده‌ی فرمایش استاد)

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 10:27 موضوع گوناگون |


معرفی کتاب: «تاریخ جامع ادیان»


بسم الله الرحمن الرحیم

 معرفی کتاب:

«تاریخ جامع ادیان»

«سید محمد مهدی رفیعی»

 

بی تردید در میان کتاب هایی که دربارۀ «تاریخ ادیان» نگاشته شده است کتاب «تاریخ جامع ادیان» - با نام دیگر: ادیان بشر – تالیف دانشمند و محقق برجسته، جان بی ناس (john.b.noss) جایگاه ویژه ای دارد.

این کتاب توسط مرحوم علی اصغر حکمت ترجمه شده و بارها به زیور طبع آراسته گشته است.

چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۴۵شمسی است.(چاپ هفدهم۱۳۸۶)

با این که سال های زیادی از نگارش این کتاب می گذرد و بسیاری از آمارهای ارائه شده در آن تغییر یافته است اما در مجموع، هنوز هم جایگاه علمی خود را حفظ کرده است و مورد استناد محققین قرار می گیرد. ویژگی های متعددی سبب چنین امری گشته است :


«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 16:48 موضوع ادیان و مذاهب |


«واقعۀ حرّه واقم یا قیام مردم مدینه (سال 63 ه.ق)» 2


بسم الله الرحمن الرحیم

«واقعۀ حرّه واقم یا قیام مردم مدینه (سال 63 ه.ق)»

«سید زین العابدین رشید کوهستانی»

 

بخش دوم

 

امویان از مردم مدینه به یزید بن معاویه شکایت و از او خواستند به آن ها کمک کند. یزید ابتدا «عمرو بن سعد اشدق » را انتخاب کرد تا با سپاهی روانۀ مدینه کند ، ولی او عذر آورد و نپذیرفت؛ لذا با پیشنهاد برخی از نزدیکان و اطرافیان، یزید «مسلم بن عقبه» را که پیرمردی بیمار اما خون ریز بود مامور این کار کرد و وی را در راس لشگری که متشکل از ده هزار سوار و پانزده هزار پیاده بود به مدینه روانه ساخت .

یعقوبی می گوید :


«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 16:35 موضوع تاریخ و تراجم |


حدیث هفته 35

عن ابی عبدالله علیه السلام:

لایزال الدعاء محجوبا حتی یصلی علی محمد و آل محمد .

امام صادق علیه السلام:دعا تا وقتی که صلوات فرستاده نشود محجوب است(مقبول نمی شود)

کافی۲ ص۴۹۱ سند روایت معتبراست.


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 6:12 موضوع حدیث هفته |


خلاصه کتاب "قسمت اول"

   

آنچه ملاحظه می‌کنید خلاصه‌ی کتاب 10 گفتار استاد شهید علامه مطهری است:

      ده گفتار (1339 تا 1341 )  تاریخ مطالعه وخلاصه: مرداد ۱۳۷۹

1.      ترجمه‌ی صحیح کلمه‌ی تقوا (خودنگهداری) است که همان ضبط نفس است و متقین یعنی خود نگهداران.

2.      ما دو نوع تقوا می‌توانیم داشته باشیم: تقوایی که ضعف است و تقوایی که قوت است. نوع اول آنکه انسان برای اینکه خود را از آلودگی‌های معاصی حفظ کند، از موجبات آنها فرار کند و خود را همیشه از محیط گناه دور نگهدارد. نوع دوم اینکه در روح خود حالت و قوتی بوجود می‌آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی می‌دهد که اگر فرضاً در محیطی قرار بگیرد که وسائل و موجبات گناه و معصیت فراهم باشد، آن حالت و ملکه‌ی روحی آو را حفظ می‌کند... . اینکه انسان از محیط لغزنده دوری کند و نلغزد هنری نیست؛ هنر در این است که در محیط لغزنده، خود را از لغزش حفظ و نگهداری کند... . حقیقت تقوا همان روحیه‌ی قوی و مقدس عالی است که خود حافظ و نگهدارنده‌ی انسان است. باید مجاهدت کرد تا آن معنی و حقیقت پیدا شود.

3.      تقوا محدودیت نیست، مصونیت است. " إلی فصونوها و تصونوا بها "

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 22:5 موضوع گوناگون |


نکات فقهی 59

 

نکته فقهی (59): قاعده تسامح در ادلۀ سنن

معمولا اصولی ها در اواخر بحث از اصالة البرائه این قاعده را مورد بررسی قرار می دهند. مضمون این قاعده اینست که هرگاه روایتی در مورد انجام کار خیر داشته باشیم می توانیم به آن عمل کنیم و پاداش آن کار را هم به ما می دهند اگر چه واقعا چنین روایتی از معصوم( ع) صادر نشده باشد مثلا سند بسیاری ازدعاها وزیارتها با اینکه ضعیف است اما به برکت این قاعده ارزش میابند.خلاصه این قاعده می خواهد مردم را تشویق به انجام اعمال شایسته و عبادات نماید.

مدرک این قاعده روایات متعددی می باشد که مهمترین - و معروفترین آنها - معتبره هشام بن سالم است:

مرحوم کلینی در کتاب ارزشمند کافی از علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عیر عن هشام بن سالم عن ابی عبدالله (ع) قال: من سمع شیئا من الثواب علی شئ فضعه کان له و ان لم یکن علی ما بلغه 1

این روایت با اندکی فرق در محاسن برقی هم آمده است.

به دلیل همین روایات است که فقهاء گذشته معمولا در اسناد روایاتی که مربوط به آداب و مستحبات است مناقشه نمی کردند و با وجود ضعف در سند باز هم فتوی به استحباب می دادند مانند مرحوم آخوند در کفایة الاصول که دلالت این روایات را بر استحباب می پذیرد.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 8:19 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (26)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به یک شعر غلط

شاعری بنام «حاجب» این شعر را گفت:

حاجب اگر محاسبۀ حشر با علی است        من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن

او در عالم خواب علی (ع) را دید که به او فرمود: این شعر را چنین بگو:

حاجب اگر محاسبۀ حشر با علی است        شرم از خدا کن و کمتر گناه کن 1

________________________________________

1) داستان ها و پندها / محمد مهدی اشتهاردی / ج 3 / ش 61

و السلام - محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 0:58 موضوع داستان هفته |


حدیث هفته 34

عن الامام  الکاظم علیه السلام:

لاتستکثروا  کثیر الخیر و لا تستقلوا  قلیل  الذنوب

حضرت امام موسی کاظم علیه السلم: کارهای نیک خودرا زیادمشمارید اگرچه بسیارباشد          

وکارهای بدخود راکم مشماریداگرچه اندک باشد.

کافی۲ص۲۸۷ سند روایت معتبراست.


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 20:49 موضوع حدیث هفته |


سوزد مرا، سازد مرا

 

ساقی بده پیمانه ای، زآن می که بی خویشم کند

بر حسنِ شور انگیز تو، عاشق تر از پیشم کند

زان می که در شب های غم، بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم، فارغ ز تشویشم کند

نور سحرگاهی دهد، فیضی که می خواهی دهد

با مسکنت شاهی دهد، سلطان درویشم کند

سوزد مرا سازد مرا، در آتش اندازد مرا

و از من رها سازد مرا، بیگانه از خویشم کند

بستاند ای سرو سهی، سودای هستی از رهی

یغما کند اندیشه را دور از بداندیشم کند

« رهی معیری »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 18:34 موضوع شعر |


پند اخلاقی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عالم الهی مرحوم آیة الله آقای بهاءالدینی رضوان الله تعالی علیه از جمله معدود افرادی بود که در دورۀ اخیر، به عالم غیب راه پیدا کرده بود. مجاهدت طولانی در راه خود سازی و تهذیب نفس ایشان را از اسوه های ماندگار قرار داده است. اگرچه توفیق درس آموزی از محضر پر فیضش را نداریم ولی با استفاده از آثار باقی مانده از او هم می توان بیدار شد و راه افتاد.

با هم به یکی از پندهای ایشان توجه می کنیم. امید است اهل عمل باشیم!

« انسان باید تا قبل از اینکه در اجتماع قبول مسؤلیتی بکند خودش را بسازد. زمانی باید شخص، مسئولیت اجتماعی قبول کند که خود را کاملاً ساخته و به اجتماع نظر غیر الهی نداشته باشد؛ چرا که همراه با داشتن پست و مقام، خودسازی بسیار مشکل است. و شخص غیر خود ساخته هم به درد اجتماع نمی خورد. کسی می تواند به ادای وظیفه بپردازد، و به حال مردم مفید باشد که هیچ گونه طمعی نسبت به اجتماع نداشته باشد، از اجتماع، مقام و موقعیت و منصب نخواسته باشد. مردم هم از چنین شخصی استقبال می کنند و به خوبی میان او و کسی که برای اکتساب پا به جامعه گذاشته فرق می گذارند. اگر این گونه باشد ما در جامعه تنازع و مزاحمت نخواهیم داشت. البته میان افرادی که قصد اکتساب ندارند، ممکن است اختلاف سلیقه و رأی باشد اما منازعه و مزاحمت نیست.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 17:53 موضوع تاریخ و تراجم |


در انتظار یار

زهی خجسته زمانی که یار باز آید

به کام غمزدگان غمگسار باز آید

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم

بدان امید که آن شهسوار باز آید

اگر نه در خم چوگان او رود سر من

ز سر نگویم و سر خود چه کار باز آید

مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد

بدان هوس که بدین رهگذار باز آید

دلی که با سر زلفین او قراری داد

گمان مبر که بدان دل قرار باز آید

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی

به بوی آنکه دگر نوبهار باز آید

ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ

که همچو سرو به دستم نگار باز آید

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 0:41 موضوع شعر |


نکآت فقهی 58

 

نکته فقهی (58): 20 مساله بسیار مهم در اصول فقه

مسائل مطرح در علم اصول به یک اندازه اهمیت ندارد. اهمیت مساله اصولی به داشتن نتیجۀ مطلوب در علم فقه است (همه مسائل علوم آلی نسبت به علم اصلی همین حکم را دارد). هرچه موارد کاربرد یک مساله اصولی بیشتر باشد اهمیت تحقیق در آن بیشتر می گردد مثلاً اینکه محقق در مساله  مشتق یا موضوع اصول چه نظری دارد - گرچه به لحاظ اصولی ارزنده است - تاثیر چندانی در فقه ندارد.

ما در اینجا 20 مساله اصولی را نام می بریم که اساس اختلاف نظرهای فقها در فقه بر آنها استوار است و انتخاب هر دیدگاه در آنها تاثیر فراوانی در مجال استنباط دارد.

لازم به ذکر است که ما مسائلی را که دارای اهمیت زیادی هستند اما در اثر تحقیق نتیجه روشنی دارند ذکر نمی کنیم مانند اینکه صیغه امر دلالت بر وجوب می کند، با اینکه در تقریب دلالت آن بر وجوب اختلاف نظرهایی هستند - و ثمراتی هم بر آن اختلافات مترتب است - اما به هر حال اصل مطلب مورد پذیرش مشهور اصولیهاست و همچنین دلالت صیغه نهی بر حرمت، اصل برائت در شبهات بدویه و ...

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 0:11 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (25)

 

بسم الله الرحمن الحیم

گره گشایی

صفوان در محضر امام صادق ( ع ) نشسته بود . ناگهان ، مردی از اهل مكه‏ وارد مجلس شد و گرفتاريی كه برايش پيش آمده بود شرح داد . معلوم شد موضوع كرايه‏ای در كار است و كار به اشكال و بن بست كشيده است . امام‏ به صفوان دستور داد :
"
فورا حركت كن و برادر ايمانی خودت را در كارش مدد كن " .
صفوان حركت كرد و رفت و پس از توفيق در اصلاح كار و حل اشكال مراجعت‏ كرد . امام سؤال كرد : " چطور شد؟ "
- "
خداوند اصلاح كرد " .
- "
بدان كه همين كار به ظاهر كوچك كه حاجتی از كسی بر آوردی و وقت كمی از تو گرفت ، از هفت شوط طواف‏ دور كعبه محبوبتر و فاضلتر است " .
بعد امام صادق ، به گفته خود چنين ادامه داد :
"
مردی گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن ( ع ) و از آن حضرت‏ استمداد كرد . امام حسن بلافاصله كفشها را پوشيده و راه افتاد . در بين‏ راه به حسين بن علی ( ع ) رسيدند در حالی كه مشغول نماز بود . امام حسن‏ به آن مرد گفت
تو چطور از حسين غفلت كردی و پيش او نرفتی " گفت : من اول خواستم پيش او بروم و از او در كارم كمك بخواهم ، ولی چون‏ گفتند ايشان اعتكاف كرده‏اند و معذورند ، خدمتشان نرفتم.
امام حسن فرمود : " اما اگر توفيق بر آوردن حاجت تو برايش دست داده‏ بود ، از يك ماه اعتكاف برايش بهتر بود. / كافی ، جلد 2 ، باب السعی فی حاجه المؤمن ، صفحه . 198

________________________________________________

داستان راستان / جلد دوم / شماره 91

والسلام - محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 0:9 موضوع داستان هفته |


برگزیده ای از اشعار حکیم الهی قمشه ای

به مناسبت میلاد خجسته‌ی پیامبر اعظم اسلام(صلی‌الله علیه و آله)

 

*قصیده‌ی لاهوتیه*

مدح و ثنای حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص)

 

باز آی و فروغ حسن بی‌حد بین                  آن شاهد مطلق مجرد بین

از هرچه بغیر یار دل بگسل                       وآنکه رخ آن بهشت سرمدبین

بگشای بباغ ارجعی شهیر                        یک شعشعه از جمال احمدبین

از آدم و نوح تا بروح‌الله                         دردی‌کش باده محمدبین

در زیر لوای حمد محمودش                      صد موسی و عیسی مجردبین

ختم رسل و طلیعه‌ی ایجاد                        مه طلعت آن نبی امجدبین

آن عرش سریر ماه‌ سیما را                     آئینه حسن پاک ایزدبین

آن طایر قدسی الهی را                           لاهوت مکان و عرش مسند بین

آن طرفه همای باغ وحدت را                    بر سایه سدره و مخله‌بین

بر سایه‌ی شهیر همایونش                       روح‌القدس آن سفیر ایزدبین

سیمرغ تجرد آشیانش را                         لاهوت ‌نشین قاف سرمدبین

هر دل که ز هر دو عالم آزادست                در طره دلبرش مقید بین

هم شرع مطهرش حهان‌آرا                      هم رأی منورش مسددبین

آن روح اصیل و عقل کلی‌ را                    در جسم مقدسش مجد بین

جبرئیل مؤید  امین  در وحی                    در خدمت حضرتش مإبین

آن دفتر عشق معجز آیاتش                     خورشید سپهر وحی ایزدبین

اوتیت جوامع‌الکلام قدر است                   پاکان جهان إلیه یصعدبین

از عشق جمال او الهی را                       بر مدح و ثنای او مؤید بین

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 0:8 موضوع شعر |


حدیث هفته 33

عن ابی جعفر علیه السلام:

الذنوب کلهاشدیده واشدها مانبت علیه اللحم والدم.

امام باقر علیه السلام:

مجازات همه گناهان سخت است وبدترین آنها گناهانی است که گوشت وخون انسان ازآنها تشکیل

می شود( مال حرام خوردن).

الکافی۲ص۲۷۰ سندحدیث معتبراست.


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 21:31 موضوع حدیث هفته |


به مناسبت هفته وحدت

 

الحمدلله رب‌‌العالمین والصاوة والسلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و صحبه المتقین

ایام خجسته‌ی میلاد پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرصتی را برای نزدیکتر کردن امت اسلام به یکدیگر فراهم کرده است. اندیشه‌ اتحاد مسلمین برخلاف آنچه عده‌ای گمان کرده‌اند مسئله‌ی جدیدی نیست. علاوه بر دستور صریح قرآن کریم – که در ادامه از آن بحث می‌نمائیم -  مورد توجه و تأکید پیامبر اعظم و اهل‌بیت عصمت و طهارت به‌ویژه مولانا امیرالمؤمنین می‌باشد.

همه‌ی مصلحان امت اسلام کمابیش به این مسئله توجه کرده‌اند. البته در میان راهکارهای نظری و عملی پیشنهادی از سوی آنان برخی مطالب وجود دارد که مورد قبول ما نیست، اما به هرحال اصل قضیه‌ی اتحاد همواره باید مورد توجه باشد.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 18:22 موضوع گوناگون |


نکات فقهی 57

 

نکته فقهی (57): برخی از نظرات اصولی آیة الله مظاهری مدظله

الف) وضع خاص موضوع له عام هم ممکن است هم واقع شده است.

ب) اصل به نظر ما اینست که جاهل قاصر هم تکلیفا معذور است هم وضعا؛ اما جاهل مقصر فقط از نظر وضعی معذور است.

ج) ترتب یک مطلب کاملا عرفی و عقلائی است و ما آن را قبول داریم (بر خلاف مرحوم امام).

د) ما اصل مثبت را مطلقا حجت می دانیم.

هـ) تقدم ظهور عموم بر ظهور اطلاق دلیل ندارد.

و) استصحاب عدم ازلی جاری نیست.

ز) تجری به ادله اربعه حرام است.

ی) در دوران بین تخصیص و تخصص، تخصص مقدم است تمسکاً به اصالة العموم و اینکه مشهور شده که باید از اصالة العموم و اصالة الحقیقه و ... قدر متیقن گرفت که عبارت است از جایی که ما در اصل مثبت شک داشته باشیم و اما اگر فرد خارج شده و ما نمی دانیم به تخصیص است یا تخصص نمی شود به اصالة العموم تمسک کرد، ما این حرف را قبول نداریم اینها همه امارات عقلائی هستند نه اصول عقلائی مثتبات امارات هم که حجت است تازه اصل هم که باشد به نظر ما مثتباتش حجت است.

منبع: جزوات خارج اصول ایشان که حوزه علمیه اصفهان آنها را منتشر کرده است.

و السلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 10:34 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (24)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شمشیر زبان

علی بن عباس ، معروف به ابن الرومی ، شاعر معروف هجو گو و مديحه‏ سرای دوره عباسی ، در نيمه قرن سوم هجری ، در مجلس و زير المعتضد عباسی‏ ، به نام قاسم بن عبيدالله ، نشسته و سرگرم بود . او هميشه به قدرت منطق‏ و بيان و شمشير زبان خويش مغرور بود . قاسم بن عبيدالله ، از زخم زبان‏ ابن الرومی خيلی می‏ترسيد و نگران بود ، ولی ناراحتی و خشم خود را ظاهر نمی‏كرد . بر عكس طوری رفتار می‏كرد كه ابن الرومی با - همه بد دليها و وسواسها و احتياطهايی كه داشت و به هر چيزی فال بد می‏زد - از معاشرت با او پرهيز نمی‏كرد . قاسم محرمانه دستور داد تا در غذای ابن الرومی‏ زهر داخل كردند . ابن الرومی بعد از آنكه خورد ، متوجه شد . فورا از جا برخاست كه برود . قاسم گفت :
" كجا می‏روی ؟
"
- " به همانجا كه مرا فرستادی
" .
- " پس سلام مرا به پدر و مادرم برسان
" .
- " من از راه جهنم نمی‏روم
" .
ابن الرومی به خانه خويش رفت و به معالجه پرداخت ، ولی معالجه‏ها

فائده
نبخشيد . بالاخره با شمشير زبان خويش از پای در آمد . / تتمة المنتهی محدث قمی ، جلد 2 صفحه 400

________________________________________________

داستان راستان / جلد اول / شماره 50

و السلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 10:34 موضوع داستان هفته |


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید