تبليغاتX
هـــدايــت
خوش آمدید؛ استفاده از مقالات با ذکر مأخذ مجاز و چاپ مقالات بدون اجازه ممنوع است
هـــــدايــــت
 

نکات فقهی 44

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نکته (44): خیار رؤیت فوری است یا نه

ماده (415) قانون مدنی- بر اساس نظر مشهور فقها- می فرماید «خیار رؤیت و تخلف و صف بعد از رؤیت فوری است»

اما لازم به ذکر است که محققین فقهاء متأخر در این مسأله موافق نیستند:

مرحوم امام می فرماید: «هذا الخیار فوری عند الرؤیه علی المشهور و فیه اشکال» [1] و رأی مرحوم سید ابولحسن اصفهانی را تأیید می کنند [2]

مرحوم محقق خوئی می فرماید: «المشهور ان هذا الخیار علی الفور ولکن الاقرب عدمه» [3]

استاد آیة الله وحید خراسانی مدظله هم همین فتوا را دارند. [4]

مرحوم استاد آیة الله تبریزی نیز.

« سید محمد مهدی رفیعی »

_______________________________________

[1]: تحریر الوسیله 1 / 486

[2]: وسیلة النجاة مع تعالیق الامام الخمینی / 354

[3]: منهاج الصالحین 2 / مسأله 148

[4]: منهاج الصالحین 3 / مسأله 148 / ص 48

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 19:53 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (15)

 

غزالی و راهزنان

بسم الله الرحمن الرحیم

غزالی ، دانشمند شهير اسلامی ، اهل طوس بود ( طوس قريه‏ای است در نزديكی مشهد ) . در آن وقت ، يعنی در حدود قرن پنجم هجری ، نيشابور مركز و سواد اعظم آن ناحيه بود و دار العلم محسوب می‏شد . طلاب علم در آن‏ نواحی برای تحصيل و درس خواندن به نيشابور می‏آمدند . غزالی نيز طبق‏ معمول به نيشابور و گرگان آمد ، و سالها از محضر اساتيد و فضلا با حرص و ولع زياد كسب فضل نمود . و برای آن كه معلوماتش فراموش نشود ، و خوشه‏هايی كه چيده از دستش نرود ، آنها را مرتب می‏نوشت و جزوه می‏كرد .

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 19:51 موضوع داستان هفته |


موضع معاویه در ماجرای قتل عثمان 2

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«موضع معاویه در ماجرای قتل عثمان»

«سید زین العابدین رشید کوهستانی»

بخش دوم

 

نظر صحابه در مورد «عثمان»

 

علی محمد میر جلیلی در کتاب «امام علی –علیه السلام- و زمامداران» ، از صفحۀ 240 به بعد می گوید :« برخی از اطرافیان عثمان و مخصوصاً بنی امیه سعی داشتند چنین تبلیغ کنند که امام علی –علیه السلام- در شورش مردم علیه خلیفه ، نقش رهبری انقلاب را به عهده داشته و مردم را علیه خلیفه می شوراند ؛ چنان که هنگامی که عثمان در مسجد از طرف مردم مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، بنی امیه به امام علی –علیه السلام- گفتند : تو ما را هلاک کردی و بر سر خلیفه چنین آوردی.»

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 7:45 موضوع تاریخ و تراجم |


نکات فقهی 43

بسم الرحمن الرحیم

 

نکته(43) : عدم فرق بین مخصص متصل و منفصل  به نظر برخی از بزرگان

 

1-از قدیم یک مسألۀ اصولی که مسلم فرض می شود برای ما حل نشده باقی مانده است و به نظر ما تمام نیست و آن این است که اگر دلیل عامی داشته باشیم ... در این که آیا در مورد مرتکبین صغائر می توان به دلیل عام تمسک کرد یا نه فرموده اند: اگر دلیل خاص ، متصل باشد نمی توان در فرد مشکوک به عام تمسک کرد ولی چنان چه دلیل خاص ، منفصل باشد تنها مرتکبین کبیره از تحت دلیل عام یقیناً خارج اند و بقیه موارد تحت عموم دلیل عام داخل اند و می توان به «أکرم العلماء» تمسک کرد ؛
«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 7:33 موضوع فقه و حقوق |


حدیث هفته 23

قال رسول الله ص:الاانبئکم بشرارکم؟قالوابلی یارسول الله.قال المشائون بالنمیمه المفرقون بین الاحبه الباغون للبراءالمعایب.

رسول خدا ص فرمودند: آیابدترینتان رابه شما معرفی کنم؟ گفتند بله ای رسول خدا.

فرمودند: کسانی که خبرچینی-نمامی-می کنند وبین دوستان اختلاف می اندازند و دنبال عیب تراشی برای بی عیبها هستند.

اصول کافی۲ص۳۶۹   سند حدیث کاملا معتبراست.


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 21:5 موضوع حدیث هفته |


نکات فقهی 41 و 42

 

نکته (41): فرق مصداق و مصدوق علیه

«شیء برای کل گاهی مصداق است و گاهی مصدوق علیه.

در حاشیه ملا عبدالله می گفتند گاهی آن فرد در خارج همان جنس و فصل است اگر این باشد مصداق است مثل در خارج برای انسان، این مصداق است یعنی کلی صادق است بر این زید... گاهی کلی صادق بر فرد است اما جنس و فصل او نیست مثلا زید در خارج عدم عمرو است این عدم عمرو بر زید صادق است زید عدم جدار است عدم آسمان است عدم زمین است به اندازه موجودات در خارج این زید یک کلیاتی بر او صادق است یا یک جزئیاتی بر او صادق است اسم او را می گذارند که زید مصدوق علیه است نه اینکه مصداق باشد برای اینکه وقتی زید را با عدم عمرو ببینیم نه جنس عدم عمرو است نه فصل او و عدم عمرو هم نه جنس زید است نه فصل او»

«آیة الله مظاهری مدظله / خارج اصول، مباحث عقلیه درس 53»

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 0:52 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (14)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در سرزمين منا

مردمی كه به حج رفته بودند ، در سرزمين منا جمع بودند . امام صادق ( ع‏ ( و گروهی از ياران ، لحظه‏ای در نقطه‏ای نشسته از انگوری كه در جلوشان بود ، می‏خوردند .
سائلی پيدا شد و كمك خواست . امام مقداری انگور برداشت و خواست به‏ سائل بدهد . سائل قبول نكرد و گفت : " به من پول بدهيد " . امام گفت‏ خير است ، پولی ندارم " . سائل مأيوس شد و رفت .
سائل بعد از چند قدم كه رفت پشيمان شد و گفت : " پس همان انگور را بدهيد "  امام فرمود : خير است " و آن انگور را هم به او نداد "
طولی نكشيد سائل ديگری پيدا شد و كمك خواست . امام برای او هم يك خوشه انگور برداشت و داد . سائل انگور را گرفت و گفت : " سپاس خداوند عالميان را كه به من روزی رساند " . امام باشنيدن اين جمله او را امر به توقف داد، و سپس هر دو مشت را پر از انگور كرد و به او داد . سائل برای بار دوم خدا را شكر كرد . امام باز هم به او گفت : " بايست و نرو " سپس به يكی از كسانش كه‏ آنجا بود رو كرد و فرمود : " چقدر پول همراهت هست ؟ " او جستجو كرد ، در حدود بيست درهم بود ، به امر امام به سائل داد . سائل برای سومين بار زبان به شكر پروردگار گشود و گفت : " سپاس منحصرا برای خداست ، خدايا منعم تويی و شريكی برای تو نيست " .
امام بعد از شنيدن اين جمله ، جامه خويش را از تن كند و به سائل داد .
در اينجا سائل لحن خود را عوض كرد و جمله‏ای تشكر آميز نسبت به خود امام‏ گفت . امام بعد از آن ديگر چيزی به او نداد و او رفت . ياران و اصحاب كه در آنجا نشسته بودند گفتند : " ما چنين استنباط كرديم كه اگر سائل همچنان به شكر و سپاس خداوند ادامه می‏داد ، باز هم‏ امام به او كمك می‏كرد ، ولی چون لحن خود را تغيير داد و از خود امام‏ تمجيد و سپاسگزاری كرد ، ديگر ، كمك ادامه نيافت "

___________________________________

داستان راستان / شماره 26

والسلام علی من اتبع الهدی

محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 0:50 موضوع داستان هفته |


حدیث هفته 22

عن ابی عبدالله علیه السلام:

من عمل سیئه اجل فیها سبع ساعات من النهارفان قال:استغفرالله الذی

لااله الاهو الحی القیوم-ثلاث مرات-لم یکتب علیه.

امام صادق ع:هر کس که گناه کندهفت ساعت در روزبه او فرصت توبه داده می شود اگر دراین مدت  سه مرتبه بگوید:استغفرالله الذی لا اله الاهوالحی القیوم آن گناه براو نوشته نمی شود.

اصول کافی۲ص۴۳۷

تذکر:سند حدیث کاملا معتبر است.

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 18:53 موضوع حدیث هفته |


موضع معاویه در ماجرای قتل عثمان 1

بسم الله الرحمن الرحیم

 

« موضع معاویه در ماجرای قتل عثمان »

« سید زین العابدین رشید کوهستانی»

 

مقدمه:

شناخت تاریخ اسلام در زمینه های گوناگون از جمله سیاسی و اجتماعی دارای اهمیت ویژه ای است و مسلمانان نمی توانند از وقایع و پدیده هایی که نقاط عطفی در تاریخ بوده اند بدون تحقیق و تفحص بگذرند ، درک صحیح این رویدادها و مطالعۀ دقیق و عمیق آن ها می تواند راه گشای جوامع اسلامی در برخورد با مسائل و معضلات باشد و همچنین به ایجاد الگوهای مناسب و مطابق در سطح روابط سیاسی ، اجتماعی و غیره کمک شایان کند .

یکی از نگرش ها نسبت به تاریخ ، تجزیه و تحلیل حوادثی است که سرنوشت جوامع ویا به عبارت دیگر بشریت به آن بستگی دارد و باید حقایق را از زوایای کور تاریخ و از درون واقعیت ها استنتاج کرد . موضوع بحث این نوشتار که « نقش معاویه در قتل عثمان » می باشد ، از این دیدگاه به آن نگاه می شود .

قتل عثمان به عنوان خلیفۀ مسلمین که با آن باب خلیفه کشی در اسلام گشوده شد یکی از حوادث حساس و سرنوشت ساز برای جامعۀ اسلامی است که پیامدهای سنگینی را برای جامعۀ اسلامی به همراه آورد . این حادثه دارای نقاط مبهمی است که نیاز به تحقیق و بررسی دارد تا واقعیت های ناشناختۀ آن شناخته شود.

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 2:30 موضوع تاریخ و تراجم |


متن خطبه غدیر

متن خطبه غدیر

الاحتجاج مرحوم طبرسی ج 1/ص 66-58

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

... الحمد لله الذي علا في توحده و دنا في تفرده و جل في سلطانه و عظم في أركانه و أحاط بكل شي‏ء علما و هو في مكانه و قهرجميع الخلق بقدرته و برهانه مجيدا لم يزل محمودا لا يزال بارئ المسموكات و داحي المدحوات و جبار الأرضين و السماوات قدوس سبوح رب الملائكة و الروح متفضل على جميع من برأه متطول على جميع من أنشأه يلحظ كل عين و العيون لا تراه كريم حليم ذو أناة قد وسع كل شي‏ء رحمته و من عليهم بنعمته لا يعجل بانتقامه و لا يبادر إليهم بما استحقوا من عذابه قد فهم السرائر و علم الضمائر و لم تخف عليه المكنونات و لا اشتبهت عليه الخفيات له الإحاطة بكل شي‏ء و الغلبة على كل شي‏ء و القوة في كل شي‏ء و القدرة على كل شي‏ء و ليس مثله شي‏ء و هو منشئ الشي‏ء حين لا شي‏ء دائم قائم بالقسط لا إله إلا هو العزيز الحكيم جل عن أن تدركه الأبصار و هو يدرك الأبصار و هو اللطيف الخبير لا يلحق أحد وصفه من معاينة و لا يجد أحد كيف هو من سر و علانية إلا بما دل عز و جل على نفسه .

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 2:28 موضوع گوناگون |


نگاهی به مکتب تفکیک5

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نگاهی به مکتب تفکیک

بخش پایانی

...

« لو کان فیهما آلهة الا الله لفسدتا » (انبیاء/22)

« اگر در آسمان و زمین خدایانی غیر از الله می بود ، به تحقیق هر دو تباه می شدند. »

چنانچه ملاحظه می فرمایید در این آیۀ شریفه ، بر توحید ذات اقدس ربوبی با قیاس استثنایی استدلال شده است : اگر جز الله خدایانی در آسمان و زمین می بود ، آن ها تباه می شدند لکن تباه نشدند پس در آسمان و زمین جز الله خدایانی نیست .

« افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً » (نساء/82)

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 2:15 موضوع گوناگون |


مصاحبه با استاد آیت الله حسینی همدانی - قسمت دوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی طباطبائی، علاوه بر این که بسیار مرد جلیل، نورانی و زاهدی بود، از نظر مقام علمی هم بسیار برجسته بود. یک وقت در میان صحبت، ایشان فرمودند: من هفت دوره ی درس خارج کتاب طهاره را دیدم. ایشان در درسهای اساتیدی مثل: مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدی و آیت الله سید محمد اصفهانی و آقایان دیگر شرکت داشته اند.

در عین حال که ایشان، بحر مواجّی از علم، اخلاق و عرفان بودند، بسیار کم حرف می زدند و در سلام سبقت می جستند. از جمله خصوصیّات آن مرحوم این بود که: کم تر در مجامع حاضر می شدند و شاید مدتها کسی ایشان را نمی دید. شبها که مشغول تهجد بودند، روز هم، یا مطالعه می فرمودند و یا فکر می کردند. غالب ایّام، ساعت دو بعد از ظهر که مردم از گرمای سوزان نجف، به سردابها پناه می بردند، ایشان وضو می گرفتند و تشریف می بردند حرم، برای زیارت حضرت امیرالمؤمنین، علیه السّلام.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 23:8 موضوع گوناگون |


نکات فقهی 40

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نکته (40): مسامحات عرفی دو قسم است

«مسامحه هائی که عرف در برداشتهای خود نسبت به امور دارد به دو قسم است:

1)      مسامحه هائی که خود عرف نیز می داند که این برداشت و نظر او مسامحه ای مجازی است ولکن بر اساس اینکه بنا ندارد در تمامی امور به دقت و اهمیت رفتار نماید بر طبق همان برداشت مسامحه ای و مجازی خود عمل می کند مثل اینکه عرف می داند و متوجه است که اطلاق یک من گندم بر 5/2 کیلوگرم گندم مجازی و مسامحه ای است ولکن به نیم کیلو اهمیت نمی دهد و مسامحه به 5/2 کیلوگرم نیز می گوید یک من گندم. این گونه از مسامحات عرفی که عرف هم اطلاق آن را مجازی می داند معیار نیست و اگر حکمی مثلاً روی یک من گندم آمده باشد نمی توان گفت چون مخاطب احکام عرف می باشند پس لازم نیست یک من بطور کامل مراد باشد.

2)      مسامحه هایی که عرف خود متوجه آن مسامحات نیست یعنی به طوری است که اگر به او تذکر نیز داده شود عرف بنابر برداشت معمولی و عاداتی که از امور دارد آن را قبول نمی کند و به عبارت دیگر همواره برداشت خود را حقیقی و واقعی می پندارد مثل اینکه اگر لباس سفیدی خونی شود پس از آنکه به دقت آن را می شوید اطلاق خون به سرخی کم رنگی که به جای می ماند نمی کند و مثل اینکه از مغازه یک من گندم می خرد مقداری از این کالا گندم نیست و اگر آشغالهای آن را جدا کنند مثلاً صد گرم کمتر از یک من خواهد بود عرف می گوید یک من گندم خریدم در حالی که مقداری از آن گندم نبوده است در اینجا هم هر چند تسامح صورت گرفته لکن مورد توجه خود عرف هم نیست.

مراد از اینکه گفته می شود در برداشت از خطابات شرعیه فهم عرفی است این قسم از برداشت های عرفی است که خود عرف متوجه مسامحه بودن آنها نیست.» - از افادات استاد زنجانی مدظله -

« سید محمد مهدی رفیعی »


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 13:32 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (13)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ابن سینا و ابن مسکویه

ابوعلی سینا هنوز به سن بیست سال نرسیده بود که علوم زمان خود را فرا گرفت و در علوم الهی و طبیعی و ریاضی و دینی زمان خود سرآمد شد.

روزی به مجلس درس ابوعلی بن مسکویه، دانشمند معروف آن زمان، حاضر شد. با کمال غرور گردویی را به جلو ابن مسکویه افکند و گفت: «مساحت سطح این گردو را تعیین کن.»

ابن مسکویه جزوه هایی از یک کتاب که در علم اخلاق و تربیت نوشته شده بود (کتاب طهارة الاعراق) به جلو ابن سینا گذاشت و گفت: «تو نخست اخلاق خود را اصلاح کن تا من مساحت سطح گردو را تعیین کنم. تو به اصلاح اخلاق خود محتاج تری از من به تعیین مساحت سطح این گردو.

بوعلی از این گفتار شرمسار شد و این جمله راهنمای اخلاقی او در همۀ عمر قرار گرفت.

_______________________________

داستان راستان / شهید مطهری / شماره 20

والسلام علي من اتبع الهدي - محمدرضا کریمی


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 13:30 موضوع داستان هفته |


حدیث هفته 21

عن ابی عبدالله علیه السلام:

من قدم اربعین من المومنین ثم دعااستجیب له.

امام صادق علیه السلام فرمود:کسی که اول ۴۰مومن را دعاکند وبعد برای خوددعانماید دعایش

مستجاب خواهد شد.

اصول کافی۲ص۵۰۹

تذکر:سندحدیث معتبر است.التماس دعا!

 


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 18:38 موضوع حدیث هفته |


به مناسبت عید غدیر - مصاحبه با استاد آیت الله حسینی همدانی - قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم    

مصاحبه با استاد آیت الله حسینی همدانی نجفی(۱)

مرحوم آیت الله همدانی معروف به نجفی مؤلف تفسیر انوار درخشان از چهره های آشنا برای بزرگان حوزه نجف بود. داماد فقیه و اصولی معروف میرزای نائینی و همنشین آیات عظام خوئی و میلانی و علامه طباطبائی. در سال 1367 مجله حوزه مصاحبه ای با آن مرحوم انجام داده است[2] که یاد آور خاطراتی شیرین و آموزنده از علمای بزرک ما و حوزه علمیه نجف است. امیدواریم خوانندگان محترم از آن بهره برند.     والسلام

حوزه: با تشکر از حضرت عالی که قبول زحمت فرمودید و مصاحبه با مجلّه ی ما را پذیرفتید، مناسب می دانیم که سؤال اوّل در رابطه با زندگی علمی مرحوم والد گرامتان باشد.

استاد: مرحوم ابوی، از شاگران آقای حاج سید احمد کربلایی بودند و همدوش و همطراز مرحوم آقا میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، شمرده می شدند و با بزرگان زیادی، از جمله مرحوم آقا شیخ محمد بهاری همدانی، حشر و نشر داشتند.

مرحوم آقا سید احمد کربلایی، از شاگردان مبرّز مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی بودند.

ابوی، نقل می کردند:


 

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 18:0 موضوع گوناگون |


نکات فقهی 39

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نکته (39): نظر شیخ انصاری در حجیت مطلق ظن

برای اثبات این نکته باید در مطالب شیخ انصاری در باب انسداد دقت بیشتری صورت گیرد. شیخ انصاری در رسائل مقدمات چهارگانه انسداد را ذکر کرده و به تفصیل و با دقت و موشکافی بسیار مقدمات را بررسی کرده، نحوه استنتاج از این مقدمات را با عمق حیرت انگیز طرح کرده اند ولی در مورد مقدمه اول – انسداد باب العلم و الظن الخاص فی معظم المسائل الفقه – تنها به همین مقدار اکتفا کرده که پذیرش و عدم پذیرش این مقدمه تنها پس از تأمل تام و کوشش بسیار در ملاحظه ادله حجیت اخبار حاصل می گردد که آیا این ادله حجیت مقدار کافی از احایث را اثبات می کند یا خیر؟ با اینکه شیخ تصریح کرده که این مقدمه عمده مقدمات دلیل انسداد است بلکه ظاهراً همچنانکه برخی تصریح کرده اند این مقدمه به تنهائی برای اثبات حجیت ظن مطلق کافی است.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 11:53 موضوع فقه و حقوق |


داستان هفته (12)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق و گروهی از متصوفه

سفيان ثوری  كه در مدينه می‏زيست، بر امام صادق وارد شد. امام‏ را ديد جامعه‏ای سپيد و بسيار لطيف مانند پرده نازكی كه ميان سفيده تخم مرغ و پوست آن است و آن دو را از هم جدا می‏سازد - پوشيده است. به‏ عنوان اعتراض گفت : " اين جامه سزاوار تو نيست. تو نمی‏بايست خود را به زيورهای دنيا آلوده سازی، از تو انتظار می‏رود كه زهد بورزی و تقوی‏ داشته باشی وخود را از دنيا دور نگهداری."
امام : " می‏خواهم سخنی به تو بگويم ، خوب گوش كن كه از برای دنيا و آخرت تو مفيد است. اگر راستی اشتباه كرده‏ای و حقيقت نظر دين اسلام را درباره اين موضوع نمی‏دانی، سخن من برای تو بسيار سودمند خواهد بود. اما اگر منظورت اين است كه در اسلام بدعتی بگذاری و حقايق را منحرف و وارونه سازی، مطلب ديگری است. و اين سخنان به تو سودی نخواهد داد. ممكن است تو وضع ساده و فقيرانه رسول خدا و صحابه آن حضرت را در آن زمان، پيش خود مجسم سازی و فكر كنی كه يك نوع تكليف و وظيفه‏ای برای همه مسلمين تا روز قيامت هست‏ كه عين آن وضع را نمونه قرار دهند، و هميشه فقيرانه زندگی كنند.

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 11:51 موضوع داستان هفته |


حدیث هفته20

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:ان المسلمین یلتقیان فافضلهمااشدهماحبا لصاحبه.

امام صادق علیه السلام فرمودند:هنگامی که دومسلمان باهم ملاقات می کنند کسی که به همراهش بیشترعلاقه دارد(درنزدخدا)برتراست.

اصول کافی۲ص۱۲۷

تذکر:سند حدیث معتبر است.


 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 20:0 موضوع حدیث هفته |


نکات فقهی 38

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نکتۀ فقهی (38):

«حجیت اجماع مدرکی»

 

این مساله که شرط حجیت اجماع ، مدرکی نبودن باشد ، نظریه ای است که در میان فقهای متاخر و معاصر مطرح شده و نزد فقهای پیشین و متقدم مطرح نبوده است . این قید که برای حجیت اجماع ، بیان شده از دیدگاه ما قابل مناقشه و ناتمام است هم پاسخ نقضی دارد و هم پاسخ حلی .

اشکال نقضی استاد – دام ظله -:

در مقدمه باید گفت اگر اجماع بما هو اجماع حجت باشد چنانچه عامه می گویند یا بنا بر قاعدۀ لطف یا حدس ، اجماع را کاشف قطعی یا اطمینانی از رای شارع مقدس بدانیم و بگوییم اطمینان داریم که مجمعین بر اساس رای شارع یا وجود مدرکی ، اجماع کرده اند و در این استنباط خطا نمی کنند ، پس این اجماع ، کشف از رای معصوم یا وجود دلیل معتبر شرعی می کند . فرقی بین مدرکی و غیر مدرکی نیست چون اگر نباشد که مجمعین در استنباطشان خطا نکنند اجماع قطعی المدرک هم باید حجت باشد چه رسد به محتمل المدرک و نفس استناد مجمعین کشف می کند که مدرک موجود قابل استناد است ولی اگر چنین مبنایی را نپذیریم و فقهای متاخر هم این مبنا را قبول ندارند ...

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 7:12 موضوع فقه و حقوق |


نگاهی به مکتب تفکیک4

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نگاهی به مکتب تفکیک

بخش چهارم

 

... دربارۀ فطرت و این که مراد از معرفت فطری چیست باید به اقسام علم اشاره کنیم :

در مباحث معرفت شناسی و حقیقت علم ، به ملاک واسطه یا عدم واسطه ، علم را به دو قسم حضوری و حصولی تقسیم کرده اند . علم حضوری علمی است که خود معلوم نزد عالم حاضر باشد ، بدون واسطه . علم حصولی علمی است که نه خود معلوم بلکه صورت معلوم نزد عالم حاضر باشد یعنی عالم به واسطۀ صورت ذهنی به معلوم ، علم پیدا می کند . برای علم حصولی هم تقسیماتی وجود دارد با ملاک های مختلف ؛ به ملاک محتاج بودن به تعریف در تصورات و به استدلال و اثبات در تصدیقات تقسیم می شود به علم بدیهی (ضروری) و نظری (اکتسابی) .

علم بدیهی یعنی آن علمی که روشن است و این اعمّ است از این که محتاج به بحث و نظر نمی باشد یا اصلاً دلیلی برای اثبات آن یا تعریفی برای توضیح آن بدیهی ، ممکن نباشد . بدیهیات خود به شش دسته تقسیم می شوند :


«روی ادامه مطلب کلیک شود»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 7:2 موضوع گوناگون |


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید